شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر به وصف ویژگیهای ظاهری و دلنشین او میپردازد و از آتش عشق سخن میگوید که دل او را سوزانده است. او به معشوق که الگوی زیبایی است، نسبت میدهد و احساسات عمیقش را با ابراز عشق و اشتیاق به تصویر میکشد. شاعر در عین حال از زهد و ملامت عالمان دین میگوید و تأکید میکند که عشقش بر هر گناهی برتری دارد. در نهایت، او از دردجدایی و تحمل رنج عشق مینالد و میگوید که حتی اگر نتواند به عشق خود ابراز احساس کند، اشکها و اندوهش جاری خواهد بود.
ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماهخوشه چین لب جانپرور تو روح الله
هوش مصنوعی: ای زیبایی چهرهات مانند آتش بر روی کشت طلایی ماه درخشان است و تو مانند روحی هستی که جان را نوازش میکند.
تو سهی سروی اگر سرو سهی بست کمرتو دو هفته مهی ار ماه بر افراخت کلاه
هوش مصنوعی: اگر تو مانند سرو زیبایی، سروی که قامتش استوار باشد، به خودت بپیچی، در واقع، این زیبایی تو مانند مهری خواهد بود که بر سری افراشته است.
ترسم آئینه رخسار ترا زنگ رسدورنه هر دم بفلک بر کشم از جور تو آه
هوش مصنوعی: میترسم که زیبایی چهرهات دچار آسیب شود، اما من هر لحظه از ظلم تو به آسمان آه میکشم.
زاهدان عشق توام گر ز گنه میشمرندمن نه آنم که کنم توبه از اینگونه گناه
هوش مصنوعی: عاشقان تو هستند، هرچند که مردم آنها را زاهد بپندارند. من هرگز از این نوع گناه توبه نخواهم کرد.
هندوی زلف تو چون دست تطاول بگشادجز تحمل نتوان کرد بلائیست سیاه
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند دستانی است که به طرف انسان دراز شدهاند و نمیتوان بر آنها مقاومت کرد. این زلفها بلایی هستند که سیاهی و غم دارند.
گیرم از آتش دل پیش کسی دم نزنمچه کنم اشک روانرا بلغ السیل زباه
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در حضور کسی از آتش دل خود چیزی نگویم، چه فایده دارد؟ اشکهایم همچنان بیاراده و فراوان جاری میشوند.
گفته ئی پیش رقیبان منگر در رخ منکه از اینکار شود حال تو ناگاه تباه
هوش مصنوعی: نگاه نکن به چهره من و به حرفهایی که میزنم، چون ممکن است از این کار وضعیت تو به طور ناگهانی خراب شود.
چون کنم ابن یمین کشته حسن رخ تستدیده کشته سوی جان کند ایدوست نگاه
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم ابن یمین را به خاطر زیبایی صورت تو بکشیم؟ چشمان من به شدت به سوی جانت جذب شدهاند.