شمارهٔ ۲۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلباختگی اشاره دارد. شاعر از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند و از غم و درد فراق بکاهد. او به زیباییهای طبیعت و دلانگیزی عشق اشاره میکند و بیان میدارد که در دلش آتش عشق شعلهور است. در نهایت، شاعر به عشق و حال عاشقی اشاره میکند و تأکید میکند که نمیتواند بین عشق و عفاف تعادل برقرار کند. او از معشوق میخواهد که خود را پنهان نکند و در عشق، صبوری را کنار بگذارد.
ای از تو هزار فتنه بر پایبنشین و قبای بسته بگشای
هوش مصنوعی: ای کسی که هزاران دردسر و مشکل را به پا میآوری، و در عین حال در آرامش و تسلط به خود، لباس خود را باز میکنی.
از آینه دل سیاهمزنگی که ز هجر تست بزدای
هوش مصنوعی: از دل سیاه من لکهای که به خاطر دوری تو ایجاد شده را بزدای.
تا سبزه دمید بر گل ترتا برگ بنفشه شد سمن سای
هوش مصنوعی: تا زمانی که سبزه بر روی گل تازه رشد کند و برگ بنفشه مانند سایهای بر روی سمن (گل زرد) بیفتد.
چون از لب تو سخن سرایمطوطی نبود چو من شکر خای
هوش مصنوعی: وقتی از لب تو صحبت میکنم، مثل طوطی نیستم، چون من شیرینی سخنان تو را میچشم.
ای دل چو هوای دلبرت هستزین پس بر ما عفاف منمای
هوش مصنوعی: ای دل، حالا که عشق و محبت به محبوبت در دل تو جای گرفته است، دیگر نگذار که خود را از عفت و قناعت دور کنی.
زیرا که بر خرد محال استمستوری و عاشقی بیکجای
هوش مصنوعی: زیرا عقل نمیتواند عاشقی و پنهانی را در یک جا بپذیرد.
با عشق مزن دم صبوریخورشید فلک بگل میندای
هوش مصنوعی: با عشق صبر و تحمل را نداشته باش، زیرا خورشید آسمان به گلها توجهی نمیکند.
چون ابن یمین ز خود برون آیبر تارک نام و ننگ نه پای
هوش مصنوعی: وقتی ابن یمین از خود فاصله بگیرد، بر بلندی نام و افتخار بایستد و هیچ چیز او را از مسیرش منحرف نکند.