شمارهٔ ١
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نسیم صبح خواسته است تا از درگاه الهی بگذرد، چرا که با غبار آن درگه، چشم و جان او نورانی شده است. او به قاضی عقل اشاره میکند که اگر کسی دعوی کند که میتواند جهان را به سمت او هدایت کند، باید تصدیق کند که فقط خالق و خداوند متعال شایسته این مقام است. شاعر به آصف ثانی و سلیمان اشاره میکند و از عظمت و احترام آنها یاد میکند.
سپس به نور و هدایت الهی میپردازد و میگوید که اگر گلتوقس در او باشد، باید او را یاد کند و از تنگناهای زندگی نجات دهد. شاعر در دل خود میافزاید که از درگاه پروردگارش چیزی جز پاکی و محبت نمیخواهد و از او میخواهد تا او را از بندهای دنیا آزاد کند. او تأکید میکند که هرگز حاضر نیست خاک درگاه خدا را به هیچ سلطنتی بفروشد. در نهایت، شاعر دعا میکند که خداوند او را همواره در سایه رحمت و لطف خود نگه دارد.
ای نسیم صبحدم بگذر بخاک درگهیکز غبارش چشم جان گشتست نورانی مرا
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، بگذر از خاکی که اینجا حضور دارد، چرا که با غبارش چشمان جان من روشن و پرنور شده است.
درگه آنکس که تصدیقش کند قاضی عقلگر کند دعوی که میزیبد جهانبانی مرا
هوش مصنوعی: درگاه کسی که عقل او را تصدیق کند، اگر قاضی ادعا کند که شایستهی رهبری و فرمانروایی بر جهان هستم.
آصف ثانی علاء ملک و دین کز احتشامیاد داد ایامش ایام سلیمانی مرا
هوش مصنوعی: آصف، قدرت و عظمت پادشاهی و دین را به من آموخت، روزهایی که شرافت و بزرگواری به یاد سلیمان بود.
آفتاب ملک و ملت آسمان داد و دینآنکه آید ذات پاکش ظل یزدانی مرا
هوش مصنوعی: خورشید بر مملکت و ملت نور افشانی کرد و آسمان و دین به آنان عطا شد. هر که بیاید، وجود مقدسش سایهای از آسمان الهی بر من خواهد بود.
چون زمین بوسیده باشی قصه ابن یمینعرضه کن تا از تو باشد منت جانی مرا
هوش مصنوعی: اگر زمین را بوسیده باشی، داستان ابن یمین را بگو تا من نیز از تو سپاسگزار باشم.
کو بهجرت استجازت کردم از درگاه توتا بلطف از تنگنای عیش برهانی مرا
هوش مصنوعی: من به درگاه تو دعا کردم تا با لطف خودم را از تنگنای زندگی رهایی بخشی.
اینسخن دیدم که نامد رأی انور را پسندوز جبینش گشت پیدا خشم پنهانی مرا
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من دیدم که نظر و رأی شخصی به نام انور مورد توجه واقع نشد و از حالت چهرهاش، حس خشم و نارضایتی پنهان او کاملاً آشکار شد.
یعلم الله کین از آن کردم که گفتم من کیمتا بپیش خویش خوانی یا ز پس رانی مرا
هوش مصنوعی: خداوند میداند که من چه کردهام وقتی که گفتم کیستم، تا تو مرا به سوی خود بخوانی یا از خود برانی.
ورنه آندم یابم آزادی ز بند روزگارکز عداد بندگان خویش گردانی مرا
هوش مصنوعی: اگر به من آزادی بدهی و از گرفتارهای زندگی نجاتم دهی، من را از شمار بندگان خود خارج کن.
حاش لله کز گدائی درت تا زنده امدور گردم ور بود امید سلطانی مرا
هوش مصنوعی: به خدا قسم، به خاطر فقر و گدایی نزد تو تا زمانی که زندهام دور نمیشوم، اگرچه به من امید سلطنت بدهی.
هم درینمعنی ز درج غیر دری یافتمبر فشانم چون بدست آمد بآسانی مرا
هوش مصنوعی: من در همین مفهوم از دیگران غیر از دریا دریافتم، چون به آسانی به دستم رسید و میخواهم آن را بهراحتی بیان کنم.
خاک درگاه تو نفروشم بملک هر دو کونآنچنان نادان نیم آخر تو میدانی مرا
هوش مصنوعی: من هرگز خاک درگاه تو را با پادشاهی جهان عوض نخواهم کرد، چون در نهایت هیچکس به اندازه تو مرا نمیشناسد.
جاودان اقبال بادت تا بفضل کردگاراز سپهر ظلم پرور داد بستانی مرا
هوش مصنوعی: این دنیا همیشه به تو روی خوش نشان دهد و از رحمت خداوند، از آسمانی که تاریکی و ظلم را به همراه دارد، به من عدالت و حق را ارزانی دارد.