شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش نسیم صبحگاهی و خواجه نصرالله میپردازد. شاعر از نسیم میخواهد که حال او را به خواجه نصرالله منتقل کند، کسی که همیشه در حال شکرگزاری است و فیض او به کلام بخشندگی میبخشد. همچنین اشاره به تدبیر خواجه دارد که مانع از تعدی و آسیب میشود. شاعر از نسیم میخواهد که در صورت امکان، برای او فرصتی فراهم کند تا بتواند بر خاک درگاه خواجه بوسه بزند و احوال خود را به او عرضه کند. در پایان، شاعر آرزو میکند که با کمک نسیم، راه ورود به درگاه خواجه را بیابد.
ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیمگر کنی آگه ز حالم خواجه نصرالله را
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، میخواهیم جان خودمان را نثار تو کنیم اگر از حال و روز خواجه نصرالله باخبر باشی.
آن سرافرازیکه دائم دارد اندر شکر خویشفیض ابر دست او رطب اللسان افواه را
هوش مصنوعی: آن کسی که همیشه در حال مراقبت و شکرگزاری به خاطر نعمتهایش است، مانند ابر رحمت میبارد و زبانها را به سخن وادار میکند.
و آنکه با تدبیر رأی او توان گفتن کنونکز کتان دست تعدی هست کوته ماه را
هوش مصنوعی: کسی که با هوش و تدبیر عمل میکند، میتواند بفهمد که اکنون دیگر از دست تعدی و آسیب، برکت و نعمتهای زندگی کوتاه شده است.
چون ببوسی خاک درگاهش اگر فرصت بودعرضه دار احوال این داعی دولتخواه را
هوش مصنوعی: اگر فرصت داشتی، هنگام بوسیدن خاک درگاه او، حال و احوال این کسی که خواهان قدرت و دولت است را بیان کن.
گو بسا ابن یمین را آرزو بودست آنکتوتیای دیده سازد خاک آن درگاه را
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد آرزو دارند که مانند خوردن آبنبات و شیرینی، چشم خود را به خاک آن درگاه بمالند و به آن مکان تقدس ببخشند.
این زمان چون گشت ممکن یافتن مطلوب خویشلطف کن بهر رهی بگشا بدرگه راه را
هوش مصنوعی: این زمان که امکان رسیدن به خواستهام فراهم شده است، لطف کن و راهی به سوی درگاه خود باز کن.