شمارهٔ ٧٧
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف اوضاع روزگار و شرایط انسانی میپردازد. شاعر بر این باور است که در زمانهای که دنیای نا پایدار است، هیچ کس به صورت یکدل و پایدار یافت نمیشود. او به بیوفایی و ناپایداری افراد اشاره میکند و میگوید که حتی کسانی چون میرزایان و علمای دینی نیز در ناپایداری مشابه به باد و خاک هستند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که بر تخت سلطنت قرار گرفتن کسی ارزشمند نیست، مگر آنکه از افتخار و فضایل واقعی برخوردار باشد. او به این نتیجه میرسد که فردا ممکن است کسی از خوشبختی و سعادت برخوردار باشد، در حالی که امروز در حال سرگردانی و خماری در اثر خواستههای دنیوی است.
اکسیر اعظم است در این روزگار کوحلقه بگوش دنیی نا پایدار نیست
هوش مصنوعی: در این زمانه، چیزی بسیار ارزشمند و نایاب وجود دارد که به مانند گنجی در دست کسانی است که خود را به دنیا وابسته نکردهاند و از ناپایداریهای آن دوری میکنند.
یکدل در اینزمانه نیابی که روز و شببر مرکب هوای طبیعت سوار نیست
هوش مصنوعی: در این زمانه، نمیتوانی کسی را پیدا کنی که دلش یکدست باشد، زیرا همه در حالتی هستند که تحت تأثیر خواستههای طبیعی و متغیرهای زندگی قرار دارند.
با هر که ساعتی بنشینی هوای اوجز در فضایل زر کامل عیار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که با او مدتی را بگذرانی، فقط در ویژگیهای خوب و ارزشمند او میتوانی به چیزهای باارزش و جاندار پی ببری.
میر و وزیر و مفتی و شیخ و مرید رامانند باد هرزه رو و خاکسار نیست
هوش مصنوعی: پیشوایان، روحانیون و پیروانشان، مانند بادی بیهدف و خاکی بیارزش نیستند.
آنکس فراز مسند شاهی نهد قدمکاو را بتخت و افسر و زر افتخار نیست
هوش مصنوعی: کسی که بر تخت و مقام شاهی قرار میگیرد، باید در خود شایستگی و افتخاری واقعی داشته باشد؛ در غیر این صورت، هیچ ارزشی ندارد.
فردا کسی شراب سعادت خورد مدامکامروز از شراب هوا در خمار نیست
هوش مصنوعی: فردا کسی به طور مداوم از شراب خوشبختی مینوشد، اما امروز کسی در حال لذت از خواستهها و آرزوهایش، دچار خماری و سردرگمی نیست.