شمارهٔ ١٠٠
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از طمع و حرص اطرافیانش میپردازد که به دنبال چیزی هستند که نمیدانند ارزش واقعی آن چیست. او بیان میکند که افرادی که خرد و عقل دارند هرگز به چنین طمعی مبتلا نمیشوند و از این وضعیت خشمگین و غمگین هستند. شاعر خود راضی است به آنچه خداوند به او داده و زندگیاش پر از نشاط و آرامش است. او میگوید که قانع بودن باعث خوشحالی است، در حالی که طمع میتواند بار سنگینی بر دوش انسان بگذارد.
جمعی اقاربم طمع خام بسته انددر ملک ریزه ئی که بدانم تعیش است
هوش مصنوعی: عدهای از نزدیکانم به امید چیزی کمارزش دست دراز کردهاند، درحالیکه میدانم زندگی آنجا را خوش نمیگذرانند.
زینگونه ناپسند کجا مرتکب شودهرگز کسی که با خرد و رای وباهش است
هوش مصنوعی: هیچکس که دارای عقل و تدبیر باشد، هرگز مرتکب کارهای ناپسند و زشت نمیشود.
اندوهناک و خشمگن است از طمع مدامهر یک ازین گروه که گویا و خامش است
هوش مصنوعی: افسوس و خشم در دل هر یک از این گروه وجود دارد، گرچه برخی از آنها ظاهر را آرام و بیحاشیه نشان میدهند. این حس ناشی از طمع دائمی آنهاست.
من قانعم هر آنچه مرا میدهد خدایکارم از آن مدام نشاط است و رامش است
هوش مصنوعی: من راضیام به هرآنچه خدا به من میدهد، زیرا همیشه از کارهای او شاد و خوشحالم.
قانع همیشه خرم و طامع دژم بودبار طمع مکش که گران سنگ و خرکش است
هوش مصنوعی: کسی که همیشه راضی و قانع باشد، خوشحال و شاداب است، اما کسی که طمع و حریص باشد، همواره در اندوه و ناراحتی به سر میبرد. پس از طمع و آرزوهای فراوان دوری کن، زیرا این بار سنگینی بر دوش انسان میگذارد و زندگی را سخت میکند.