شمارهٔ ١١٧
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دوستی میگوید که موهایش سفید شده و بر این اساس به او توصیه میکند که موی خود را رنگ کند. شاعر پاسخ میدهد که در دنیا دوستی چون او ندارد و دلیل عدم رنگ کردن موهایش را اینگونه بیان میکند که سفید شدن مو همانند سیاه شدن نیست و هرچند شب زمانی برای آرامش و راحتی است، اما صبحگاه زیباتر و دلپذیرتر از آن است. او به نوعی به ارزشها و زیباییهای صبح و نور امید اشاره میکند.
دی گفت دوستی که مرا موی رو سفیدبس زود گشت گر چه که آنهم تباه نیست
هوش مصنوعی: دیروز دوستی به من گفت که موهای سفیدم خیلی زود ظاهر شدند، هرچند که این هم چیز بدی نیست.
لیکن هنوز موسم آن نیستت برومور اخضاب کن که بشرع این گناه نیست
هوش مصنوعی: اما هنوز زمان آن فرا نرسیده است، برو و کار خود را بکن که از نظر شرع اشکالی ندارد.
دادم جواب و گفتمش ای آنکه در جهاناز دوستان یکی چو توام نیکخواه نیست
هوش مصنوعی: به او پاسخ دادم و گفتم: ای کسی که در این دنیا، دوستی چون تو که نیکاندیش باشد، وجود ندارد.
دانی سر خضاب چرا نیستم از آنکباز سفید کم ز کلاغ سیاه نیست
هوش مصنوعی: میدانی چرا موهایم رنگی نیستند؟ زیرا برعکس، سفیدیام به اندازهی سیاهی یک کلاغ نیست.
هر چند شام موسم آرام و راحتستمیدان یقین که خوبتر از صبحگاه نیست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه شب زمان آرامش و استراحت است، اما به خوبی میدانم که صبحگاه از آن هم زیباتر است.