شمارهٔ ١٧٠
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجارب و دردهای خود با پادشاه صحبت میکند و به دشواریهای زندگیاش اشاره دارد. او به دنبال راههایی برای کسب روزی و معیشت است و از پیر عقل راهنمایی میطلبد. پیر عقل به او میگوید که اهل فضل مانند فیلها هستند که در مکانهای مناسب قرار دارند و او باید به دنبال درگاه الهی باشد. شاعر از پادشاه میخواهد که نگاهی به وضعیت او بیندازد و کمک کند، زیرا او در چنگال مشکلات زندگی است و از نظر لطف پادشاه بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به مقام و هنر پادشاه اشاره میکند و احساس ناتوانی خود را در برابر بزرگی او بیان میکند.
ما را حکایتی عجب افتاد با ملکناید بیان حالت آنهم بشرح راست
هوش مصنوعی: داستان عجیبی برای ما پیش آمد که نمیتوان آن را به خوبی با زبان آدمیان بیان کرد.
در عمرها بکلی آن کس نمیرسداما چه گویمت که زجز وی آن چه خاست
هوش مصنوعی: در طول عمرها، کسی به تمامی خواستهها و آرزوهایش نمیرسد، اما چه بگویم که از درد و رنج او، آنچه به وجود آمده است.
خاطر بسوخت زاتش فکرم که هر صباحوجه معاش را جهتی روشن از کجاست
هوش مصنوعی: ذهنم از آتش فکر سوخته است و هر روز صبح به دنبال این هستم که راهی روشن برای تأمین معیشت پیدا کنم.
جستم ز پیر عقل درین باب اشارتیتا چیست آنکه درد مرا موجب دواست
هوش مصنوعی: به دنبال راهنمایی از خردمندی در این موضوع بودم تا بفهمم چه چیزی باعث بهبود درد من میشود.
گفتا که اهل فضل چو پیل اند و جای نیکگر نیست بیشه درگه میمون پادشاست
هوش مصنوعی: گفت او برای اهل علم و دانایی همانند فیل میمانند و اگر جای خوبی برای زندگی نباشد، در آن صورت، بهشت و جایگاه نیکی برایشان نمیتواند وجود داشته باشد.
اکنون ز بیشه قطع نظر کرده ام بکلورچه نیاز من سوی درگاه کبریاست
هوش مصنوعی: اکنون دیگر به جنگل و کاجها فکر نمیکنم، چرا که تمام نیازم به پیشگاه الهی است.
درگاه شاه مشرق و مغرب نظام دینخورشید آسمان جهان سایه خداست
هوش مصنوعی: دروازهی پادشاه که در شرق و غرب قرار دارد، نمایانگر نظم دین است و همچون خورشید در آسمان جهان، سایهای از حضور خداوند را به همراه دارد.
شاها بحال من نظری کن ز راه لطفقلب مرا ز تو نظر لطف کیمیاست
هوش مصنوعی: ای شاه، به حال من نگاهی بینداز و با محبت، قلب مرا از نوازش و لطف خود پر کن که چنین توجهی از تو برای من مانند کیمیاست.
شد مدتی مدید که خاک جناب تودر چشم رنج دیده من بنده توتیاست
هوش مصنوعی: مدتی طولانی است که خاک پای تو در چشمان پر از درد من بنده، مانند توت فرنگی است.
تو خود بگو که با چو تو شاهی هنر پناهبی بهره از کفاف چو من بنده کی رواست
هوش مصنوعی: تو خود بگو که با وجود تو که شاه هنری، آیا درست است که من، که بندهای بیچاره و کمخبر از هنر، در کنار تو باشم؟
ابن یمین که بلبل گلزار مدح تستاز لطف طبع تو نسزد این که بینواست
هوش مصنوعی: ابن یمین که بلبل گلزار است و مدح تو را میسراید، از لطف و سخاوت تو هم سزاوارتر از این نیست که در وضعیت تنگدستی باقی بماند.