شمارهٔ ٢١٢
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و بزرگداشت وزیری میپردازد که مانند آسمان بر روی زمین درخشان است. شاعر اشاره میکند که تا زمانی که او در این مقام است، بزرگی و بزرگی وجود دارد. او به شاهی اشاره میکند که به خاطر کارهای نیکش مورد پسند همه است. شاعر خود را به عنوان بندهای نشان میدهد که با اخلاص خدمت میکند و از دیگران تمایز دارد. در نهایت، او به کرامت و بزرگواری وزیر اشاره میکند و میگوید که حتی اگر بندهای از سر لطف و کرامت او نیز جدا شود، این امر طبیعی و رواست.
آسمان قدر وزیرا چو تو بر روی زمینتا زمان هست نبودست و بزرگی نبود
هوش مصنوعی: در زمین هیچ کس به بزرگی تو نیست و آسمان نیز به اندازه تو ارزش ندارد. تا وقتی که زمان ادامه دارد، چنین بزرگ و والایی وجود نداشته است.
شاه ملک کرمی در بر خود فرزین وارجای دادی و پسندد ز تو هرکس شنود
هوش مصنوعی: شاه با مهربانی و بزرگواری، در آغوش خود انسانی شایسته و با درآمدی را جای داده است و هر کسی که این را بشنود، از تو خوشش میآید.
بنده بر رقعه اخلاص چو رخ راست رواستنه چو فرزین که از اینگوشه بدان گوشه دود
هوش مصنوعی: من به خاطر خلوص و صداقت خود، با راستگویی به حقیقت نزدیک میشوم، نه مثل فرزین که به خاطر ناپاکیهایش به این طرف و آن طرف میرود و دچار سردرگمی میشود.
من چو پیلم که فرا پیش تو از بیشه خویشنه چو پشه که دل من بهمه کس گرود
هوش مصنوعی: من مانند پیلی هستم که از جنگل خود به سوی تو میآیم، نه مانند پشهای که دلش به هر کسی میافتد.
مفتی شرع مکارم چو توئی هست رواکز بساط کرمت بنده پیاده برود
هوش مصنوعی: اگر تو عالم و فقیه بزرگ و پربار باشی، اشکالی ندارد که بندهات با توجه به کرامت و بزرگی تو از خدمتت دور شود.