شمارهٔ ٢٢٧
هوش مصنوعی: این شعر به نسیم صبح اشاره دارد که از جایی با جلالت عبور میکند. شاعر به بلقیس، همسر سلیمان، اشاره کرده و از او میخواهد تا در حق بندگان خود عدالت را برقرار کند. او میگوید که در زمین هیچ راهی برای برقراری عدالت وجود ندارد، و اگر شاهی سزاوار عدالت نباشد، به مانند پرندهای که شکار نمیکند، نخواهد بود. شاعر از ظلمی که چوپانها بر رعايا روا میدارند نیز انتقاد میکند و تاکید میکند که تا زمانی که عدالت برقرار نشود، دل مخلصان و وابستگان به حق نخواهد آرامید.
ای نسیم صبحدم بگذر بخاک درگهیکز جلالت با سپهر هفتمین پهلو زند
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، بگذر و به خاک آن درگاه نزدیک شو که از عظمتش به آسمان هفتم نزدیک است.
پیش بلقیس سلیمان مرتبت کز خلق اوهر نسیمی طعنه ئی بر نافه اهو زند
هوش مصنوعی: پیش بلقیس، مقام سلیمان آنقدر بزرگ است که حتی وزش هر نسیم از میان انسانها میتواند به شکلی به زیبایی و عظمت او اشاره کند.
عرضه دار اول زمین بوس رهی زانو زدهچون رهی را نیست راه آنکه خود زانو زند
هوش مصنوعی: نخستین زمین را میپوسد و در دلش تعظیم میکند. زانو زده است، اما چون برای خودش راهی ندارد، نمیتواند خود را به مقصد برساند.
پس بگو ای آنکه عدلت هست تا حدیکه نیستشاهباز تند را یارا که بر تیهو زند
هوش مصنوعی: بگو ای کسی که عدالت تو چنان است که حتی پرندههای تندپرواز هم نمیتوانند بهراحتی به شکار تیهو بپردازند.
چون روا داری که چوپان تو اندر ملک منترکتازی آرد و صد چوب بر هندو زند
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی اجازه دهی که چوپان تو در سرزمین من بیپروا قدم بگذارد و به هندوها ضربه بزند؟
خوش نگردد خاطر ابن یمین از عدل توتا نگوئی چوب یا ساقش پس از یرغوزند
هوش مصنوعی: دل ابن یمین از انصاف تو آرام نمیگیرد تا زمانی که بگویی چوب یا ساقش را پس از تنبیه بزنند.