شمارهٔ ٢٨٧
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با عقل خود سخن میگوید و از او میخواهد که وی را از غمهای زندگی رهایی بخشد. عقل پاسخ میدهد که باید از دیگران یاری طلب کرد و دوستیهای واقعی را بنا نهاد. او اشاره میکند که هیچکس در این دنیا ندیده است که دوستی واقعی به باد برود. نهایتاً، شاعر به این نتیجه میرسد که هر کسی که در این دنیا تنها بماند، خداوند او را نیکی خواهد کرد.
دوش در تنگنای عقل مرابا خرد صحبت اتفاق افتاد
هوش مصنوعی: شب گذشته در شرایط دشواری، با خرد و اندیشهام گفتوگویی انجام دادم.
گفتم از راه لطف نوعی کنتا شوم از غمان دهر آزاد
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم با نیکی و مهربانی رفتار کنی تا من از غم و اندوه این دنیا رهایی یابم.
گفت یاری طلب که در عالمشهر بند وفا کند بنیاد
هوش مصنوعی: دوست میگوید که در این دنیا، کسی باید پایه و اساس وفاداری را بنا کند.
در جهان هیچکس ندیدم کوعاقبت دوستی بباد نداد
هوش مصنوعی: هیچکس را در دنیا ندیدم که دوستی را به باد دهد و در نهایت به خوبی و خوشی برسد.
چون چنین است هر که در عالمفرد گردد خداش خیر دهاد
هوش مصنوعی: هر کسی که در این جهان به صورت منحصر به فردی به ظهور برسد، خداوند به او خوبی و نعمت عطا میکند.