شمارهٔ ٢٩٢
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به تواناییها و حال خود اشاره میکند و میگوید که خداوندی که از عالم غیب آگاه است، حال او را بهتر از خود او میداند. او به این نکته میپردازد که هنر او تنها شعر گفتن نیست و عیبش همت والایش است. شاعر بر این باور است که با وجود استعدادهای هنریاش، در این وضعیت خاص، هیچکس به او کمک نمیکند. او میخواهد داستان غمانگیز خود را به خداوند عرضه کند، درحالیکه میداند که او از حال او باخبر است و در نهایت امیدوار است که خداوند در همه امور بهتر از او را اندیشه کند.
رای مخدوم که از عالم غیب آگاهستحال من بنده کماهی بیقین میداند
هوش مصنوعی: سرور من که از علم غیب باخبر است، حال من را به خوبی میداند، مانند اینکه به وضوح مشهود است.
من نه آنم که بجز شعر ندارم هنریعیب من همت والام خود این میداند
هوش مصنوعی: من شخصی نیستم که تنها دارای هنر شعر باشم، بلکه ایراد من در این است که بلندپروازی من خود این را میداند.
منم آنکس که با کسیر هنر خامه مناز شبه ساختن در ثمین میداند
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که با دستان ناآزمودهام، از شبها برای عزیزان چیزی مینویسم.
لیک ازینگونه مضیق که منم کس نبودوینسخن بی سخن آن داور دین میداند
هوش مصنوعی: اما در این وضعیت دشوار که من هستم، هیچ کس دیگری وجود ندارد و این کلام بیکلام را آن قاضِی دین میداند.
چه کنم عرضه بر او قصه پر غصه چو اوبه ز من حال من زار حزین میداند
هوش مصنوعی: چه باید بگویم وقتی که قصهی دردناک خود را برای او بیان کنم، در حالی که او بهتر از من حال زار و اندوهگین من را میداند.
دولتش باد که او مصحلت ابن یمیندر همه کار به از ابن یمین میداند
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از اوضاع و امور آگاه است و میداند شرایط چگونه باید باشد، زیرا بهتر از هر کسی تصمیم میگیرد و به مصلحت میپردازد.