شمارهٔ ٣٣٣
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و ناامیدی خود اشاره میکند. او میگوید که هرچند زندگیاش تحت تأثیر فلک و سرنوشت است و همواره در رنج و غم به سر میبرد، اما از محبت و توجه به کسی که به او توجهی ندارد، صرف نظر کرده است. شاعر از بیعدالتیهای عالم شکایت دارد و بر این باور است که هیچ کس نمیتواند او را از رنجها و مشکلاتش آزاد کند. در پایان، او از عجز خود میگوید و از کسی تمجید میکند که در سختیها به او لطف دارد و به او آرامش میبخشد.
گر چه دور فلک سفله نوازم همه عمربگمان هنر و فضل مشوش دارد
هوش مصنوعی: هر چند که زمان و سرنوشت ظالمی با من همراه است و تمام عمرم را به خاطر گمانهایی درباره هنر و فضیلت به هم ریخته است.
وز کمان ستم چرخ اگر سوی دلمناوک غم گذرد بیلک آرش دارد
هوش مصنوعی: اگر از کمان سرنوشت، تیر غم به سمت دلم برسد، دست کم مانند آرش (که تیرش را برای هدفی بزرگ رها کرد) آرزو و امیدی در دل دارم.
ور بدان قصد که قربان کندم ترک فلکگاه و بیگاه میان بسته بترکش دارد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم برای تو قربانی شوم، ستارهها هر لحظه و زمانی در میان تیرکهای عشق، به من تیر میزنند.
نکنم میل بدان کس که مرا دیده و دلاز سر جهل پر از آب وز آتش دارد
هوش مصنوعی: من به کسی که مرا دیده و دلش از نادانی پر از آتش و آب است، تمایل ندارم.
نشود رام فلک و رچه بسی رنج کشدهر که نفسی چو رهی توسن و سرکش دارد
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر هر کسی تحت کنترل او نیست، هرچند هر کس که سختی و رنجی میکشد، میتواند مانند اسب تندخو و سرکش باشد که نمیتوان آن را به آسانی مهار کرد.
سرمه دیده کنم خاک کف پای کسیکه نسیم کرمش وقت مرا خوش دارد
هوش مصنوعی: چشم خود را به خاک پای کسی میزنم که نسیم مهربانیاش باعث خوشحالی من است.