شمارهٔ ٣٣۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نوشیدن می و لذتهای آن صحبت میکند و به زیبایی و لطافت ساقی اشاره میکند. او میگوید از غروب تا صبح مینوشد و این کار را به نماز شب و روزش ربط میدهد. شاعر همچنین از علاقهاش به دوری از مزاحمتها و سوم شخصها صحبت میکند، حتی اگر آن شخص محرم باشد. در نهایت، او به علاقهاش به بوسه از ساقی در حالت مستی اشاره میکند و از تندی و بیادبی ممکن در کنار او شگفتزده میشود. به طور کلی، این شعر به تمهای عشق، لذت و آزادی در نوشیدن میپردازد.
گرم بدست فتد ساقی سمن ساقیکه بر لطافت طبعش وثوق من باشد
هوش مصنوعی: اگر ساقی سمن را به دست بگیرد، به لطافت و نرمی مزاجش اطمینان دارم.
ز شام تا بسحر می خورم که خود زرخشنماز شام زمان شروق من باشد
هوش مصنوعی: از شام تا صبح به خوردن مشغولم، تا اینکه چهرهی زیبا و درخشانم نماز شام را به شروق (طلوع) من تبدیل کند.
صبوح کان نبود پیشتر ز بانگ نمازبجان دختر رز کان غبوق من باشد
هوش مصنوعی: در صبح، پیش از اینکه صدای نماز به گوش برسد، جان دختر گل مثل نوشیدن شراب برایم لذتبخش است.
نخواهم آنکه شود ثالثی مزاحم ماوگرچه محرم صدق و صدوق من باشد
هوش مصنوعی: نمیخواهم کسی سومین باشد که به ما مزاحمت کند، حتی اگر او کسی باشد که به صداقت و درستی من اعتماد دارد.
بگاه مستی اگر بوسه ئی ازو خواهمچنانکه عادت فسق و فسوق من باشد
هوش مصنوعی: در لحظات شادی و مستی، اگر بخواهم از او بوسهای بگیرم، باید به گونهای باشد که با رفتارهای ناپسند من در تضاد نباشد.
شگفتم آید ازو در کنارم ار نکندز تندی آنچه سزاوار بوق من باشد
هوش مصنوعی: از او در کنارم تعجب میکنم اگر به خاطر تندخوییاش آنچه که شایسته من باشد را انجام ندهد.