شمارهٔ ٣٧٠
هوش مصنوعی: در این شعر، وزیر کشور به صفات و ویژگیهایش اشاره میکند و از اهمیت نظر او در حکومت و سرنوشت کشور میگوید. او تأکید میکند که شایستگیهایش اگرچه ممکن است مخفی بمانند، ولی در صورت بروز مشکلات، نیت پاک او به کمک میآید. همچنین، وزیر از وضعیت کنونی خود ابراز ناامیدی میکند و امیدوار است که اجازه بازگشت به او داده شود. در نهایت، وی به نیازهای اساسی زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که در سیطره قدرت باید به این مسائل توجه شود.
وزیر کشور چارم غیاث دولت و دینتوئی که رای تو صد ملک را بیاراید
هوش مصنوعی: تو ای غیاث، وزیر کشور چهارم، هم دولت را به سامان میآوری و هم دین را. نظر و فکر تو میتواند سرزمینهای بسیاری را آباد کند.
بهر چه بخت جوان تو حکم جزم کندسپهر پیر بر آن نکته ئی نیفزاید
هوش مصنوعی: هر آنچه که سرنوشت جوانی تو تعیین کند، زمانهی کهن بر آن افزودهای نخواهد داشت.
فضایل تو گر از خود نهان کند حاسدچنان بود که بگل آفتاب انداید
هوش مصنوعی: اگر معایب و بدیهای تو درون خودت پنهان بماند، حسودان مانند گلهایی خواهند بود که در برابر تابش آفتاب، رنگ و رونق خود را از دست میدهند.
هزار عقده اگر بر امور ملک افتدضمیر تو بسر انگشت فکر بگشاید
هوش مصنوعی: اگر هزار مشکل بر امور کشور پیش بیاید، فکر تو میتواند راهحلهایی را به تو ارائه دهد.
روا بود که در ایام دولت چو توئیزمانه همچو منی را بغم بفرساید
هوش مصنوعی: در دوران خوشبختی و قدرت تو، طبیعی است که کسی مانند من که با غم و اندوه دست و پنجه نرم میکند، از بین برود.
ز گوسفند و جو و کاه و از دقیق و حطبگزیر نیست که این پنجگانه میباید
هوش مصنوعی: از گوسفند، جو، کاه و نیز چوب و هیزم نمیتوان فرار کرد، زیرا این پنج مورد باید وجود داشته باشند.
ضمیر پاک تو چون حال بنده میداندسزد که بنده بذکرش صداع ننماید
هوش مصنوعی: ضمیر خالص و پاک تو بهتر است که به یاد خداوند باشد و برای او حال و احساس خود را بیان کند، درست مثل حال بندهای که میداند پروردگارش چیست و باید در ذکر و یاد او کوشید.
کنون چو کار مرا هیچ استقامت نیستگرم اجازت رجعت دهی همی شاید
هوش مصنوعی: الان که وضعیت من هیچ ثباتی ندارد، اگر اجازه بازگشت به من بدهی شاید بتوانم برگردم.