شمارهٔ ۴٧١
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که دیگر تمایلی به وابستگی به دیگران ندارد و به دنبال آرامش و خوشحالی در درون خود است. او احساس میکند که جمعیت خاطر او را آشفته کرده و اکنون میخواهد در کنار کسی باشد که ارزشمند است و او را خوشحال میکند. شاعر همچنین به زیباییهای معنوی و حقایق زندگی اشاره میکند و به صانع حکیم قسم میخورد که زندگی را به شیوهای حکیمانه سامان داده است. در نهایت، او از نیک و بد روزگار فارغ است و به روشنی و تقدس الهی ایمان دارد.
دیگر نروم بر در مخلوق ازین پسآسیمه سری تا بکی امبارم ازین پس
هوش مصنوعی: از این به بعد به دروازهی هیچ مخلوقی نخواهم رفت و با سر افکنده و بیتابی زندگی میکنم تا چه زمانی میتوانم این وضعیت را تحمل کنم.
جمعیت خاطر چو بود کنج خرابمخرمتر ازین قبه مینای مقرنس
هوش مصنوعی: وقتی که ذهنم شاد و خوشحال باشد، اینجا در گوشهی ویران، لذتبخشتر از این قبهی میناکاری شده احساس میکنم.
زین پس من و یاری که قدر است چو تیرماز بار غمش گشت چو ابروی مقوس
هوش مصنوعی: از این پس من و دوستم که ارزش و اعتبار دارد، مانند تیری هستیم که از بار اندوه او به حالت خمیده درآمده است.
منشور لطافت رخ آن کبک خرامستطغرای وی از غالیه خطیست مطوس
هوش مصنوعی: لطافت و زیبایی چهره آن کبک در حال حرکت شگفتانگیز است و نشانهای که به آن تعلق دارد از خط لطیفی به مانند غالیه است.
سوگند بدان صانع قادر که بحکمتکردست شفاخانه زنبور مسدس
هوش مصنوعی: به خداوند توانای خالق سوگند که به حکمت خود، درمانگاه زنبور عسل را ایجاد کرده است.
کز نیک و بد کار جهان فارغ و فردمالمنته لله تعالی و تقدس
هوش مصنوعی: از خوبی و بدیهای دنیا دل کندهام و تنها به خداوند بزرگ و پاک پناه آوردهام.