شمارهٔ ۴٧۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شکایت برخی افراد از دوران حال اشاره میکند و تأکید میکند که باید شکرگزار زندگی بود. او به دورهمی دوستان و تفرقه دشمنان اشاره کرده و میگوید که زندگی در کل خوب است و معیشت بدون دغدغهای وجود دارد. در نهایت، شاعر از کسی که از روزگار ناراضی است میخواهد تا قدردان باشد و اگر این وضعیت را نمیپسندد، او را مردی ناسپاس میداند.
گر کسی از روزگار اکنون شکایت میکندبنده باری زو ندارد غیر شکر بیقیاس
هوش مصنوعی: اگر کسی از وضعیت فعلی شاکی است، من هیچ باری از آن نمیکشم جز سپاسگزاری بیپایان.
دوستان جمعند و جمع دشمنان در تفرقههست صحت حاصل و وجه معاشی بیهراس
هوش مصنوعی: دوستان گرد هم آمدهاند، اما دشمنان در حال تفرقه و جدایی هستند. در این میان، چیزی درست و سودمند به دست میآید و زندگی بدون ترس ادامه دارد.
من نمیدانم کزین خوشتر چه باشد روزگارگر تو نپسندی مر این را اینت مردی ناسپاس
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چیزی میتواند از این حال و روز بهتر باشد. اگر تو این را نپسندی، پس نشاندهنده ناپسنداز بودن تو هست.