شمارهٔ ۴٨۵
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به بستن احرام در آستانه شاه اشاره میکند و از امید به سخاوت و generosity او صحبت میکند، چرا که شهرت وی به بخشندگی و اکرام در جهان گسترده است. شاعر به وضعیت خود نیز اشاره دارد که در دام کاری افتاده که نامش بد و عواقبش ناخوشایند است، اما به دلیل فقر و نیاز، حاضر است هرچیزی را بپذیرد، حتی چیزهایی که باعث ننگ او میشود. در نهایت، او از همت و بخشش شاه رضا سخن میگوید و به این موضوع اشاره میکند که بخشندگی او به توزیع انعامات ختم میشود.
بستم احرام آستانه شاهبامید سخاوت عامش
هوش مصنوعی: من لباس عزلت را کنار گذاشتم و به درگاه پرخیر و برکت شاه نزدیک شدم با امید به generosity و بخشندگی او.
ز آنکه مشهور بود در عالمصیت انعام و ذکر اکرامش
هوش مصنوعی: به دلیل معروف بودن او در جهان به خاطر بخشندگی و بزرگمنشیاش، همگان او را میشناسند و از خوبیهایش سخن میگویند.
خود نهادند پیش من کاریکه بود نام بد سرانجامش
هوش مصنوعی: آنها کاری را که به نام بدی انجام میشود، پیش من گذاشتند.
من گرفتم ز فقر بپذیرمآنچه در ننگ افکند نامش
هوش مصنوعی: من از فقر رنج میبرم و باید بپذیرم چیزی را که نامش به من عیب میزند.
همت شه رضا چگونه دهدکه ز توزیع باشد انعامش
هوش مصنوعی: همت و اراده پادشاه رضا چگونه میتواند باشد در حالی که بخششها و نعمتهای او از تقسیم و توزیع سرچشمه میگیرد؟