شمارهٔ ۵١٢
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به فقر و نیاز انسانها اشاره میکند و بیان میکند که کسی که در فقر است، به غیر از جنابت و نیاز خود، چیزی دیگری نمیطلبد. او تأکید میکند که اگر نیاز شخص به کمک شما برطرف نشود، او همچنان در محنت و نیاز باقی میماند. همچنین، شاعر بیان میکند که شما باعث رونق و ثروت او شدهاید و اگر او در بیآبی و فقر زندگی کند، این بیعدالتی به عواطف عمومی و خاص تأثیر میگذارد. در پایان، شاعر هشدار میدهد که ممکن است او نیز با زبانش به شما آسیب بزند و انتقام بگیرد.
کسی کو ز غوغای فقر و نیازبغیر از جنابت نجوید مناص
هوش مصنوعی: کسی که از شلوغی و هیاهوی فقر و نیاز به غیر از پاکی و طهارت دست نیابد.
گرش حاجت از تو نگردد رواوز آن بینوائی نگردد خلاص
هوش مصنوعی: اگر خواستهاش از تو برآورده نشود و از آن نداری نجات نیابد، فایدهای نخواهد داشت.
یقین دان که رونق ز بازار اوتو بردی و سیمش تو کردی رصاص
هوش مصنوعی: بدان که تو باعث رونق بازار او هستی و زیباییاش را به چیزی بیارزش تبدیل کردهای.
به بی آبی او را چو خون ریختیبراینند یکسر عوام و خواص
هوش مصنوعی: به خاطر بیآبی او را مانند خون بر زمین ریختی، و همه مردم، چه عوام و چه خواص، بر این موضوع توافق نظر دارند.
همی شاید او هم بتیغ زبانترا خون بریزد به رسم قصاص
هوش مصنوعی: شاید او نیز با زبان تند خود، بر تو آسیب بزند و انتقام بگیرد.