شمارهٔ ۵۵٨
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی ستایش و توصیف یک شخصیت بزرگ و کریم است که به واسطهی لطف و عنایتش، به موفقیتها و پیروزیهای بسیاری دست یافته است. شاعر به توصیف ویژگیهای برجستهی این شخصیت میپردازد و میگوید که او در مسیر خود به فتح و پیروزیهای فراوان نائل شده و نامش همواره با بزرگی و جلال گره خورده است. همچنین، به تأثیر مثبت این فرد بر اقبال و بخت دیگران اشاره شده و به موفقیتهای او به عنوان دلیلی بر بزرگی و عظمتش پرداخته شده است. در پایان، شاعر به صبر و استقامت او در برابر مشکلات اشاره میکند و برکات وجود او را در زندگی دیگران یادآور میشود.
شهریار جهان معزالدینای کرم پرور کریم خصال
هوش مصنوعی: ای شهریار بزرگ و معزالدین، مهربانی و نیکویی تو زبانزد است و صفات خوب تو همیشه در یادهاست.
بر مرادات کرده پیروزیبسعادت بمستقر جلال
هوش مصنوعی: به آرزوها و خواستههایت پیروزی میرسی و این موفقیت با سعادت و جایگاه بزرگ همراه خواهد بود.
کرد عزم رجوع و دولت گفتعزمه ضمنت بایمن فال
هوش مصنوعی: به عزم برگشتن اقدام کرد و دولت به او گفت: این تصمیم را با نیکویی و شانس نیک همراه کن.
هرکجا رایتش رود آیدفتح صد منزلش باستقبال
هوش مصنوعی: هرجا پرچمش بر افراشته شود، فتح و پیروزی در انتظار اوست و برایش به استقبال میآیند.
بهر سم سمند او گردوننعل سیمین کند ز جرم هلال
هوش مصنوعی: به خاطر اسب زیبا و چابکش، دنیا به شکل نعلهای نقرهای در میآید و به دورش میچرخد.
با کمالست ازو مدارج ملککه ازو دور باد عین کمال
هوش مصنوعی: عظمت و کمال او باعث میشود که مقامهای پادشاهی به دور از او باشند و هیچ چیز نمیتواند به کمال او برسد.
هر که در سایه عنایت اویابد از اتفاق بخت مجال
هوش مصنوعی: هر کسی که تحت نعمت و توجه او قرار گیرد، از شانس و بخت خوب بهرهمند میشود.
تا ابد آفتاب اقبالشنکشد زحمت کسوف و وبال
هوش مصنوعی: او همیشه در نور و روشنی خواهد بود و هیچگاه تحت تأثیر مشکلات و سختیها قرار نخواهد گرفت.
در هوای تصور جاهشطایر وهم بفکند پر و بال
هوش مصنوعی: در فضای خیال و تصور، پرندهای از نگرانی و وهم، پر و بال خود را میافکند.
رتبت جاه و رفعت قدرشهست برتر ز پایگاه مقال
هوش مصنوعی: مقام و منزلت او از جایگاه سخنش بالاتر و با ارزشتر است.
چه دهم شرح آن چو رور الستزد برین طبل روزگار دوال
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم توضیح دهم که وقتی زمان به این شکل میچرخد و بر این طبل روزگار میکوبد، چه حالتی پیش میآید؟
قلب اقبال یافت دشمن اوتا برو کرد بخت نیک اقبال
هوش مصنوعی: قلب اقبال به دشمنش رو آورده است تا شانس و بخت خوبی را برای او رقم بزند.
تیر دلدوزش از کمان چو بجستسوی اعدا رسالت احوال
هوش مصنوعی: تیر دردناک عشقش از کمان رها شد و به سوی دشمنان پیام حال خود را فرستاد.
از تن دشمنان فشاند خونهمچو شنگرف سوده از غربال
هوش مصنوعی: خون دشمنان به زمین میریزد و مانند شنگرفی است که از غربال عبور کرده و درخشندگی خاصی دارد.
شهریارا توئی که از تو شکستبگه عشرت و زمان مقال
هوش مصنوعی: ای شهریار، تویی که از تو شکست، به زیر سایهات نشسته، شادکامی و زمان خود را پیدا کرده است.
قدر بخشندگی حاتم طینام کوشندگی رستم زال
هوش مصنوعی: بخشندگی حاتم طایی و زحمتکشی رستم زال هر کدام ارزش و مقام خاصی دارند. هر یک از این شخصیتها در زمینه خود، نمونهای بینظیر و الگو هستند.
مرکب عزم تو چو بشکافدگردن میغ از نسیم شمال
هوش مصنوعی: وقتی اراده و عزم تو قوی شود، گردن ابرها به خاطر نسیم شمال خم میشود.
رهنورد قضاش وقت مسیرمیرود همچو مهره بر دنبال
هوش مصنوعی: سفرکنندهای که به سرنوشتش وابسته است، همچون مهرهای بر زمین، در مسیری خاص حرکت میکند.
سرفرازا اگر چه ابن یمیندید محنت بسی زگردش حال
هوش مصنوعی: اگرچه ابن یمین در زندگی خود با مشکلات زیادی روبهرو شد، اما با افتخار و سرافرازی به آنها نگاه کرده است.
پیکر او چو مویه گشت ضعیفشخص او شد ز ناله همچون نال
هوش مصنوعی: بدن او زمانی که ضعیف شد، به حالتی شبیه به ناله درآمد و صدای او نیز مانند فریاد و نالهای شد.
نکند بیش ناله ها ز احداثگر ز شاهش رسد ندا به منال
هوش مصنوعی: شاید نالهها و گلههای ما به خاطر ساختن، به گوش کسی نرسد، مگر اینکه صدای ما از جانب شاه به گوش دیگران برسد.
تا مه وسال را کند ترکیباز شب و روز ایزد متعال
هوش مصنوعی: پروردگار والا بر این است که ماه و سال را از ترکیب شب و روز بسازد.
باد برسمت حکم تو گذرانروز و شب بر تعاقب مه و سال
هوش مصنوعی: باد به سمت تو میوزد و روز و شب به تعاقب یکدیگر در حال گذر هستند، همانطور که مه و سال به دنبال هم میآیند.