شمارهٔ ۵٨١
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از جدایی و دوری از محبوبش صحبت میکند و در پاسخ به اینکه حالش چگونه است، میگوید که نباید از او بپرسند زیرا غم فاصله از او را در دل دارد. او با اشاره به چشمان محبوبش، میگوید که عشقش مانند آب نرگس، دائماً در حال روان است و این حس دوری را به شدت تجربه میکند.
بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تومپرس کز غم تو حال بر چه سان دارم
هوش مصنوعی: به هفتهای که از خدمت تو جدا شدهام، در مورد حال و روزم چیزی نپرس، چون به خاطر غم تو حال خوشی ندارم.
منم که بر رخ چون شنبلید دور از توز نرگس آب بقم روز و شب روان دارم
هوش مصنوعی: منم که به مانند گلی زیبا، از دوری تو غمگین و افسردهام و همواره در فکر تو هستم، روز و شب به یاد تو زندگی میکنم.