شمارهٔ ۵٨۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر بیتفاوتی و رهایی از مشکلات و سختیهای زندگی است. شاعر میگوید که حتی اگر جهان بر ما ظلم کند، ما از درد و رنج آن فارغ هستیم. ما به هیچ کس وابسته نیستیم و حتی اگر خوشیها و ناخوشیها به سراغ ما بیاید، تأثیری بر حال ما ندارد. در نهایت، شاعر از بینیازی و عدم وابستگی به مال و دنیا صحبت میکند و نشان میدهد که برای او مهم نیست چه بر او میگذرد.
پامال اگرچه چرخ جفا کرد گو بکنما از جفای چرخ و غم دهر فارغیم
هوش مصنوعی: اگرچه دنیای بدرفتار به ما آسیب رسانده، با این حال ما از رنج و سختیهای آن بیخبر و آزاد هستیم.
ساقی طبیب و ما طمع از جان بریده ایمگر نوش میچشاند و گر زهر فارغیم
هوش مصنوعی: بیا ساقی، تو مانند یک پزشک برای ما هستی و ما دیگر به زندگی و مرگ چندانی اهمیت نمیدهیم. اگر نوشیدنی مطلوبی به ما بدهی یا حتی زهر بدهی، برایمان فرقی ندارد.
محتاج کس نه ایم و نداریم غم ز کسگر لطف میکند و گرم قهر فارغیم
هوش مصنوعی: ما به کسی نیازی نداریم و از دیگران غمگین نیستیم. اگر کسی به ما لطف کند یا بر ما خشم بگیرد، ما بیخیال و آرام هستیم.
ما را چو ملک و مال خرید و فروخت نیستگر محتسب برون کند از شهر فارغیم
هوش مصنوعی: اگرچه ما را مانند ملک و مال میخرند و میفروشند، اما اگر محتسب ما را از شهر خارج کند، برای ما اهمیتی ندارد و دلیلی برای نگرانی نخواهیم داشت.