شمارهٔ ۶٣۴
هوش مصنوعی: شاعر به ما میگوید که هر کسی با خودش در حالی است و نمیتواند به تنهایی دلخوش باشد. او در کنج عزلت خود خوشحال یا غمگین است. اگر کسی بتواند او را آرام کند، به نظر میرسد که بهشتی از عدم آمده است. در عین حال، اگر کسی در جستجوی مقام و منصب باشد، در نبود آن مقام، نباید احساس بدی کند. همچنین، در پی مال و ثروت نباید نگران کم و بیش آن بود. انسان باید مانند یک سکه باشد که در دستان روزگار به نرمی چرخیده میشود و نباید به خوبیها و بدیهای دنیا دل بسپارد، زیرا حال او به سرعت تغییر میکند.
هر کرا با خویشتن حالی بودکی شود خاطر ز تنهائی دژم
هوش مصنوعی: هر کس که با خودش رابطهای خوب دارد، دیگر نمیگذارد از تنهایی و ناراحتی دلگیر شود.
با خود اندر کنج عزلت سرخوشستگر بشادی میگذارد و ر بغم
هوش مصنوعی: اگر کسی در تنهایی خود، خوشحال باشد و به شادی بپردازد، در عین حال ممکن است غم را نیز در دل داشته باشد.
همدمی کز وی برآساید دلیگوئیا نامد بهستی از عدم
هوش مصنوعی: دوستی که باعث آرامش دل شود، مانند این است که از عدم بهشتی به دنیا آمده باشد.
چون نیم در بنده جاه و منصبیسهل باشد گر نباشم محتشم
هوش مصنوعی: اگر به اندازه نیمهای از من، در مقام و رتبهای قرار بگیرم، این کار سادهای خواهد بود، حتی اگر من آدم مهمی نباشم.
در طلبکاری مالی هم نیمخود کفافی میرسد از بیش و کم
هوش مصنوعی: در جستجوی طلب، همیشه به مقدار نیاز و کافی نمیرسیم، بلکه ممکن است مقدار مورد نظر کمتر یا بیشتر از آنچه که انتظار داریم باشد.
کنده ئی باید چو سکه تا فلکدر کف او نرم گرداند درم
هوش مصنوعی: انسانی باید مانند سکه باشد که با نرمی در دستان آسمان قرار گیرد و به خوبی و آرامی شکل بگیرد و ارزش افزودهای پیدا کند.
بر بد و نیک جهان ابن یمیندل منه چون هست گردان دمبدم
هوش مصنوعی: دل خود را به سرنوشت و تقدیرهای خوب و بد جهان مشغول نکن، زیرا که اوضاع و رویدادها همیشه در حال تغییر و دگرگونی هستند.