شمارهٔ ۶۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی اشاره میکند و میگوید که چقدر به معشوق خود فکر میکند و در آرزوی وصال اوست. او در این حال که غم وجودش را خم کرده، میگوید که حتی اگر در این راه با معشوقش ملاقات نکند، حضور او در ذهنش کافی است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی اگر معشوق او را دعوت نکند یا طرد کند، یک اشاره کوچک از سوی او میتواند دلش را شاد کند و او را به سمت خود بکشاند.
با گوی گفت چو کان کای در هوای وصلتپیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
هوش مصنوعی: با زبان گویا بگو که در آغوشی این عشق، همیشه بار غم و اندوه وجود دارد و قدمهایم تحت تاثیر آن خمیده است.
داری دمی سر آن کآئی برم اگر چهبا من ترا نباشد آئین آرمیدن
هوش مصنوعی: اگر چه من در کنارت نیستم و نمیتوانیم با هم آرامش را تجربه کنیم، اما لحظهای که در مان تو را ترک کنم، در تو با خودم میبرم.
گویش چه گفت گفتا گر خوانی ار برانیاز دوست یک اشارت از ما به سر دویدن
هوش مصنوعی: شخصی در پاسخ به سؤال درباره ارتباط با دوستش میگوید که اگر او را بخوانی یا از خودت برانی، یک اشاره از ما کافی است تا به سمت او برود.