تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۶۵۴

بتعییر دی گفت با من یکیکه میزیستی از نصیحت گران
که پیری ترا در میان چون گرفتچرا از جوانی نیی بر کران
شدت سر سپید و نشد از دلتسیاهی خال و خط دلبران
بدو گفتم ای ساده دل اینقدرندانی ز گفتار دانشوران
که با سیم اگر خیر و شرت بودچو زر گشت کارت ز سیمین بران