شمارهٔ ۶۵٣
هوش مصنوعی: این غزل دربارهی ارتباط بندگان و خداوند و نیاز انسانها به الطاف الهی است. شاعر از خداوند تقاضا میکند که چگونه میتواند بندهای که همیشه زیر سایه محبت اوست، در معرض سرما و مشکلات قرار گیرد. او میگوید که با وجود داشتن پوستی (محافظ) در برابر سختیها، اگر خداوند او را فراموش کند، نمیتواند از آن محافظت بهرهبرداری کند. شاعر ضمن تأکید بر نیاز به حمایت و رحمت خداوند، به این نکته اشاره میکند که هرچند در زندگی فضیلتهایی دارد، اما در برابر سختیهای زندگی همچون سستی در برابر بادهای سرد دی، احساس ضعف میکند. در پایان، از خداوند میخواهد که به او کمک کند تا در طول عمرش در آرامش و خوشی زندگی کند.
ای خداوندی که اندر دفع فاقه جود توآن اثر دارد که اندر دفع صرصر پوستین
هوش مصنوعی: ای خداوندی که بخشش تو در رفع نیازمندیها چنان تاثیر دارد که پوستینی در برابر باد سرد.
بندهای کز مهر تو بودست دائم پشت گرمچون روا داری که سرما افتدش در پوستین
هوش مصنوعی: بندهای که همیشه به خاطر محبت تو احساس گرما میکند، چگونه میتوانی اجازه دهی تا سردی به او رسوخ کند؟
باد دیماهی به صد سختیش خواهد کند پوستزآن سبب کش نیست الا پوست در بر پوستین
هوش مصنوعی: باد سرد دیماه به شدت خود میتواند پوست را از بین ببرد، از این رو تنها چیزی که باقی میماند پوست است و در حقیقت تنها با پوشیدن یک پالتو یا لباس گرم میتوان از این سرما جلوگیری کرد.
گر نپوشی پوستینش مینگردد پشت گرمتا بپوشد از بره خورشید خاور پوستین
هوش مصنوعی: اگر پوشش آن را نپوشی، پشت گرم تو هم نخواهد چرخید و نمیتواند مانند پوستین، از گرمای خورشید صبحگاه محافظت کند.
پوستینی هست از اقبالت ولی با بنده نیستچون من اینجایم چو سودم جای دیگر پوستین
هوش مصنوعی: پوشش و حالتی از خوب بودن برای تو هست، اما من حالا اینجا نیستم و در جای دیگری به سود خودم مشغولم.
گرچه شیر بیشه فضلم ولی از باد دیاین زمانم هست چون روباه در خور پوستین
هوش مصنوعی: هرچند که من در عرصه علم و فضیلت به قدرتمندترین و برجستهترین فرد شبیه هستم، اما در این زمان که تحت تاثیر بادهای نامساعد قرار دارم، مثل روباهی هستم که در پوستین خود پنهان شده است.
بنده را دریاب تا عمری بپایی در خوشیماههای آن فزون از مویها بر پوستین
هوش مصنوعی: مرا کمک کن تا در طول زندگیام، همچون خوشیام در ماهها، بیشتر از موهایی که بر روی پوستنم است، شاد و خوشحال باشم.