شمارهٔ ۶٨۵
هوش مصنوعی: در این ابیات، شخصی تصمیم میگیرد که به زیارت پیشینیان برود تا شاید از روح آنها راحتی و آرامش بگیرد. اما عقلش به او میگوید که بهتر است در جای خود بماند و جان و تن خود را به خطر نیندازد. او اشاره میکند که در نهایت، زندگان چه هدیهای از مردگان دریافت کردهاند جز کفن مترون در زیر پای آنها. این شعر بازتابی از تعمق در زندگی و مرگ و تأثیرات آنها بر یکدیگر است.
گفتم روم زیارت پیشینیان کنمباشد که راحتی رسد از روحشان بمن
هوش مصنوعی: گفتم به زیارت قبلاً کسانی بروم، شاید که از روح آنان به من آرامشی برسد.
عقلم شنید و گفت که بنشین بجای خویشواندر خطر بهرزه مینداز جان و تن
هوش مصنوعی: عقلم به من میگوید که در جای خودت آرام بگیر و جان و جسمت را در خطر ن انداز.
آخر زندگان بچه خلعت رسیده ئیتا گسترند در قدمت مردگان کفن
هوش مصنوعی: در پایان زندگی، فرزندانی به دنیا میآیند که میخواهند بر سر مزار مردگان کفن بگسترانند.