شمارهٔ ۶٩۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش پروردگار میپردازد و از سرگردانی و تلاشش در زندگی سخن میگوید. او اشاره میکند که هرگز از واقعیات زندگی دور نشده و تنها زمانی که دشمنانش به مقصد خویش میرسند، او با آگاهی نسبت به شرایط خود، دیگران را نیز میبیند. شاعر به تفاوت خودش با افراد دون اشاره دارد که به خاطر نان و مادیات به زحمت میافتند. او بر ارزشهای انسانی و هنری تأکید میکند و معتقد است که مهم نیست از مکان خود دور شود، بلکه اهمیت در هنر و اصالت فرد است.
شاعر همچنین از درد و غمهای خود سخن میگوید و میگوید که در راستای قناعت و دوری از طمع زندگی کرده است. او به این نکته اشاره میکند که روزی هر کس محرز است و نعمتها از پیش برای او مقدر شده است. در پایان شعر، شاعر نصیحت میکند که آدمی باید به راستی و صداقت با دیگران زندگی کند تا به آزادی و عزت دست یابد و هشدار میدهد که برعکس این رفتار، منجر به زیان خواهد شد.
منت ایزد را که گردون گر که یکچندی مرادر جهان میداشت سر گردان بسان خویشتن
هوش مصنوعی: خوشحالیم که خداوند در این دنیا مرا به مدت کوتاهی مانند خود او آزاد و سرگردان نگه داشته است.
از جهان بیرون نرفتم تا ندیدم عاقبتدشمنانم را بکام دوستان خویشتن
هوش مصنوعی: من از دنیای اطرافم دور نشدم تا زمانی که نتیجه کار دشمنانم را دیدم که به نفع دوستانم شد.
من نه چون دونان برای نان چنین سر گشته امبهر آب افتاده ام دور از مکان خویشتن
هوش مصنوعی: من به خاطر نیاز به غذا مانند دونان به این وضعیت نیفتادهام، بلکه به دنبال آب هستم و از جای خود دور شدهام.
از مکان خود اگر بیرون فتادم عیب نیستاز هنر بیرون فتد گوهر ز کان خویشتن
هوش مصنوعی: اگر از جایگاه خود خارج شوم، عیبی ندارد؛ زیرا اگر هنری وجود داشته باشد، حتی سنگ گوهر نیز از دل کان خود بیرون میآید.
بس که در بیدای حیرت عقل سرگردان شودگر بگویم شمه ئی از داستان خویشتن
هوش مصنوعی: بسیار در حیرت و شگفتی میمانم که اگر به طور مختصر از داستان خود بگویم، عقل انسان به شدت گیج و سردرگم میشود.
ز احتمال بار غم چو کان صفت شد قامتمگرچه بردم گوی ز اقران در زمان خویشتن
هوش مصنوعی: به دلیل احتمال وجود غم و اندوه، قامت من به مانند کوهی شده است. هرچند که در دوره خودم توانستم در رقابت با دیگران پیروز شوم.
من ز طبع همچو آب خویشتن در آتشمدر قفص از چیست بلبل از زبان خویشتن
هوش مصنوعی: من مانند آبی از وجود خودم، در آتش احساسات خود هستم و در قفسی زندگی میکنم. بلبل نیز به خاطر صدای خود، در قفس اسیر شده است.
خویشتن را هر که بر تیغ زبان من زندخونش در گردن که دارد قصد جان خویشتن
هوش مصنوعی: هر کسی که با سخن زهرآگین من به خود آسیب میزند، خود را در خطر جدی قرار داده و این کارش به نوعی مانند خودکشی است.
تا من از خوان قناعت سیر کردم آز رابسته ام از لقمه دونان دهان خویشتن
هوش مصنوعی: من از نعمتهای ساده و کافی زندگی سیر شدهام و دیگر به دنبال چیزهای ناچیز و بیارزش نیستم.
منت رضوان نیرزد کوثر و باغ بهشتما و آب روی خویش و بوستان خویشتن
هوش مصنوعی: نعمتهای بهشتی و زیباییهای آن به پای خوشیها و زیباییهای زندگی خود نمیرسد.
بهترست از توتیائی کان بمنت پرورندچشم ما را گرد و خاک آستان خویشتن
هوش مصنوعی: بهتر است چشمان ما را به جای گرد و خاک درگاه خودت پرورش دهی، مانند پرورش توتیای خوب.
آشکارا کرد پیش از آفرینش رزق توآنکه نتوانی نهفت از وی نهان خویشتن
هوش مصنوعی: قبل از اینکه تو آفریده شوی، روزی تو به وضوح تعیین شده است؛ آنچه نمیتوانی پنهان کنی، از او نیز نمیتوانی مخفی بمانی.
هر کرا بینی بگیتی روزی خود میخوردگر ز آن تست نانش یا ز آن خویشتن
هوش مصنوعی: هر کس را که در دنیا ببینی، روزیاش را میخورد. این خوراک میتواند از آن چیزی باشد که به دستان خودش به دست آورده یا از نان دیگری باشد.
پس ترا منت ز مهمان داشت باید بهر آنکمیخورد بر خوان احسان تو نان خویشتن
هوش مصنوعی: بنابراین باید به مهمان خود لطف و محبت کنی، زیرا او برای آنکه از سفرهی احسان تو بهرهمند شود، نیازمند نان شماست.
از طمع خواری همی خیزد بترک آن بگیرتا شوی در ملک عزت کامران خویشتن
هوش مصنوعی: برای رهایی از خفت و ذلت، باید از طمع و حرص دست برداری و آن را ترک کنی تا بتوانی به مقام و جایگاه شایسته و عزت در زندگی خود برسی.
ور همی خواهی که یابی نام آزادی چو سروراستی کن با همه خلقان بسان خویشتن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی نام آزادی را به دست آوری، مانند درخت سرو با همه مردم راست و درست رفتار کن و با آنها همچون خودت رفتار کن.
بشنو از ابن یمین این پندهای سودمندور خلاف این کنی بینی زیان خویشتن
هوش مصنوعی: به نصیحتهای ابن یمین گوش کن که برایت مفید است، و اگر به آنها توجه نکنید، ضرر خود را خواهید دید.