شمارهٔ ٧١٠
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به بیان دشواریها و تجارب تلخ خود در زندگی میپردازد. او به مشکلاتی که از چرخش روزگار و تغییرات ناگهانی به وجود آمده اشاره میکند و وضعیت خود را با زلف زیبای معشوقی مقایسه میکند که آشفته است. از دوستیهای غیر واقعی و بدیهای روزگار یاد میکند و بیان میکند که چگونه در برابر حوادث و حسادت دیگران احساس ناامیدی کرده است. او به عقل و درایت خود در مواجهه با مشکلات اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها راهحل صبر و تحمل در برابر سختیهاست.
یکچند شد که بر هدف دل کمان چرختیر از کمین گشاد و فروبست کار من
هوش مصنوعی: مدتی است که عشق به دلم مانند کمان کشیده شده و تیر آن از کمین خود رها شده، حالا کار من به پایان رسیده است.
وز دور نا موافق و ایام مختلفآشفته شد چو زلف بتان روزگار من
هوش مصنوعی: روزگار من مانند موهای پریشان معشوقان، به سبب ناهماهنگیها و روزهای گوناگون، درهم و آشفته شده است.
وز اختلاف گردش گردون دون نوازاغیار من شدند کنون یار غار من
هوش مصنوعی: به خاطر تغییرات و ناپایداریهای زندگی، از محبت دیگران دور افتادهام و حالا تنها کسی که میتوانم به او تکیه کنم، دوست نزدیکم است.
وز صرصر هموم و دم سرد حاسدانبی برگ و بینوا چو خزان شد بهار من
هوش مصنوعی: از وزش سرد باد و نگرانیها، حسودان بیچاره و بیبرگ مانند پاییز، بهار زندگی من نیز به پایان رسید.
با عقل کار دیده که در حل مشکلاترای ویست مؤنمن و مستشار من
هوش مصنوعی: من با اندیشه و تجربهام توانستهام مشکلات را حل کنم و در این راه به نظرات و مشاورههای شما اعتماد دارم.
گفتم از آنچه میکشم از دهر شمه ئیزان پس که در گذشت ز حد اضطرار من
هوش مصنوعی: گفتم بخشی از آنچه که به خاطر مشکلاتی که از زندگی میکشم را بیان کنم، از زمانی که از حالت ناچاری و اضطراب عبور کردهام.
گفتا که مسپر ابن یمین جز طریق صبرکاینست در حوادث دهر اختیار من
هوش مصنوعی: او گفت که جز راه صبر، انتخابی در برابر حوادث زندگی ندارم.