شمارهٔ ٧۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به درد و رنج ناشی از زندگی در جمعی بزرگ اشاره میکند و احساس خجالت و ذلت را از پیگیری منافع خود (دانه) بیان میکند. او میخواهد مانند کبک، در کوهها به دور از دیگران و مشکلات زندگی کند و از انزوا که در آن گرایش به فرار از جامعه را دارد، سخن میگوید. در نهایت، او از ناپسندیهای اجتماعی و زشتخوایی مردم رنج میبرد و از آن دوری میجوید.
بینوائی و حفظ ناموسمکرد فرد از جماعتی انبوه
هوش مصنوعی: یک فرد از جمعیت بزرگ باعث حفظ آبرو و ناموس من شد، حتی در شرایط سخت و نابسامانی که داشتم.
نکشم همچو ماکیان خواریاز پی دانه در میان گروه
هوش مصنوعی: نمیخواهم همچون مرغها برای پیدا کردن دانه و خوراک، در میان جمعیت به زحمت بیفتم و خوار شوم.
جای گیرم چو کبک در کهسارریک چینم بجای دانه ز کوه
هوش مصنوعی: جای خود را مانند کبکی در کوههای بلند میسازم، چرا که به جای دانه از کوه برداشت میکنم.
زان گزیده است انزوا عنقاکه شد از ناپسند خلق ستوه
هوش مصنوعی: از آنجا که فردی در تنهایی و دوری از دیگران قرار گرفته، به خاطر اینکه دیگران او را نپسندیدهاند، به مقام بلندی دست یافته است.