شمارهٔ ٧٧١
هوش مصنوعی: این شعر به نقد جهان و بیعدالتیهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که گردش روزگار به حق نااهلان بهره میدهد و ثروت را به کسانی میدهد که شایستهاش نیستند. او از زندگی انسانهای نالایق که در غفلت به سر میبرند و مدام در جستجوی مال و ثروت هستند، انتقاد میکند. در این بین، هدهد (پرندهای اسطورهای) نماد هنری و زیبایی است که با تاجش نمایانگر مقام و اصالت است، اما باز (پرندهای شکارچی) در قید و بند است و نمیتواند به آزادی دست یابد. شاعر به این نتیجه میرسد که نباید با دوری از عدالت، به آن راضی باشیم و باید به هنر و فضیلت پایبند بمانیم. در نهایت، او به اهمیت همراهی با هنرمندان و دوری از عیوب دنیا اشاره میکند.
میدهد گردون بهر نا مستحقی بهره هاز آنچه دریا پرورش دادست و کان اندوخته
هوش مصنوعی: آسمان برای افراد نا شایسته، نعمتهایی میدهد از آنچه که دریاها پرورش داده و ذخیره کردهاند.
روز و شب نا اهل را با سیم و زر دارد چو شمعزانسبب خندان چو شمع آمد روان افروخته
هوش مصنوعی: روز و شب، شخص نادان و ناهل همیشه در جستجوی ثروت و مال است. او مانند شمعی میماند که از جذبه و زیباییاش میدرخشد و در عین حال میسوزد و میسوزاند.
هدهد قواده را با تاج میدارد نگاهباز را بین پایها در بند و چشمان دوخته
هوش مصنوعی: هدهد به عنوان رهبر، با داشتن تاجی بر سر، پیوسته به اطراف نگاه میکند و در حالی که پایش در بند است، چشمانش بهطور متمرکز به جلو دوخته شده است.
عیبش آخر این نه بس کابن یمین از دور اوستبا زلال شعر خود در تیه حرمان سوخته
هوش مصنوعی: عیب او این است که به خاطر دوری از محبوب، به شدت دچار ناامیدی و یأس شده و در این حال، شعرش مانند آب زلالی است که در بیابان سوزان به نظر میرسد.
هین مکن با عیب گردون ساز ایدل بهر آنکبا هنرمندان بود بر قصد جان آموخته
هوش مصنوعی: ای حواست را جمع کن و با عیب و نقصهای دنیا به ستیز مشو، چرا که کسانی که با استعداد و هنرمندند، هدفی را در نظر دارند که جان را از آن آموختهاند.