شمارهٔ ٧٧٩
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی از نسیم صبا و لطافت آن سخن میگوید و شاعر از آن میخواهد که به خاک شهریاری بگذرد که برای شرافتش ارزش و احترام قائل است. شاعر آرزو دارد که این لطافت و نیکویی به او برسد و بازگو میکند که اگر او در این دنیا ناتوان باشد، پس در آستان آن پادشاه چه ارزشی خواهد داشت. همچنین، او اشاره میکند که هیچ چیزی نمیتواند حال او را از آن پادشاه پنهان کند و چاکران از حق انتخابی برخوردار نیستند. در انتها، شاعر به زیبایی طبیعت و بارش باران اشاره میکند و میگوید که حتی خاکی که از باران سیراب میشود، نیز ارزشمند است.
الا ای نسیم صبا از ره لطفگذر کن بخاک در شهریاری
هوش مصنوعی: به نسیم ملایم صبحگاهی، از روی مهربانی عبور کن و بر خاک این شهر پادشاهی بگذر.
که بوسد ز بهر شرف پای تختشکجا باشد اندر جهان تاجداری
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر بزرگیش و احترام به مقامش، برای او بوسه میزند، در دنیای حکمرانی و سرافرازی کجا میتواند باشد؟
زمن عرضه کن اینسخن گر توانیاز آن پس که خواهی ازو زینهاری
هوش مصنوعی: اگر میتوانی این سخن را از من بشنوی، بگو؛ بعد از آن میتوانی هر زمان که خواستی از آن استفاده کنی.
که گر من برین در بنانی نیرزمبرین آستان پس چه باشم غباری
هوش مصنوعی: اگر من هم نتوانم در این درگاه مقام و جایگاهی داشته باشم، پس در این بارگاه از من چه چیز دیگری باقیمانده است جز یک ذره گرد و غبار؟
اجازت دهد تا نهم رو بملکیکه ارزم بنانی در آنملک باری
هوش مصنوعی: اجازه میدهد تا به سرزمینی بروم که در آن، ارزش و مقام من برپا باشد.
گواهی نه بر حال من بنده آنکسکه نتوان نهفتن ازو هیچ کاری
هوش مصنوعی: شاهد حال من نیست کس، جز کسی که نتواند هیچ کاری را از او پنهان کند.
که چاکر درین اختیاری نداردرسانید کارش بجان اضطراری
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که خدمتگزار یا چاکر در این وضعیت هیچ اختیاری ندارد و کارش به جایی رسیده است که به شدت تحت فشار و اضطراب قرار گرفته است.
رهی در جنابت گلی گر نباشدنه آخر بگلشن بود نیز خاری
هوش مصنوعی: اگر در مسیر تو گلی پیدا نشود، نه تنها در پایان راه بوی خوشی نخواهی گرفت، بلکه ممکن است به خار و زحمات هم برخورد کنی.
سحاب کرم را چه نقصان در آیدکه آبی زند بر لب خاکساری
هوش مصنوعی: ابر بخیلی چه کمبودی میتواند داشته باشد که بارانی بر لب خاک بزند و زندگی را تازه کند؟