شمارهٔ ٨٠٠
هوش مصنوعی: در این شعر به بزرگانی اشاره شده که به نام "بنوخاستگان" مشهورند. این افراد به جز نام و شهرت چیزی از کرم و generosity ندارند و نمیدانند که چه چیزی باعث انعام میشود. بنابراین نمیتوان از آنها انتظار انعام داشت. شاعر همچنین به نداشتههای خود و زمان تلف شدهاش اشاره میکند و میگوید که درد دلش را نمیتواند با این افراد در میان بگذارد، زیرا هوسها و آرزوهایش را تنها افرادی خام میتوانند درک کنند.
این بزرگان که بنوخاستگان مشهورندنرسیدست بر ایشان ز کرم جز نامی
هوش مصنوعی: این افراد بزرگ که به عنوان سرآمدان و نیکان شناخته میشوند، هیچ چیز جز نام و شهرت از خوبیها و کرمهایشان به دست نیاوردهاند.
چون ندانند که انعام چه باشد بمثلنتوان داشت ازیشان طمع انعامی
هوش مصنوعی: انسانها وقتی که از ارزش یا کیفیت چیزی آگاهی ندارند، نمیتوانند انتظار داشته باشند چیزی مشابه یا بهتر از آن را دریافت کنند.
هر یکی را که تو پاشنده قومش دانیبر سر دانه کشیدست بدستان دامی
هوش مصنوعی: هر کس را که به عنوان فردی قوی و تأثیرگذار بشناسی، بهراحتی میتوانی ببینی که او با مهارت و دقت، برای به دام انداختن دیگران، یا بهتر بگویم، برای دستیابی به اهدافش، از فریب و تزویر استفاده میکند.
تا نگویند که داد-ار شنود صد دشنامبمکافات یکی را ندهد دشنامی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که اگر کسی به بدیها یا دشنامها پاسخ ندهد، به این معنا نیست که او تنها یک بار به خاطر یک عمل بد، عذرخواهی نخواهد کرد. در واقع، این شعر به نوعی به خویشتنداری و عدم پاسخ به بدیها اشاره دارد و گوشزد میکند که نباید تحت تاثیر تهمتها و دشنامها قرار گرفت.
دی یکی گفت که ای ابن یمین تا کی ازینعمر کردن تلف و وجه معاش از وامی
هوش مصنوعی: یک نفر به ابن یمین گفت: تا کی میخواهی عمرت را به هدر ببری و برای تأمین هزینههایت به دیگران وابسته باشی؟
عرضه کن حال دل سوخته پیش همه شانگفتم این دیگ هوس را نپزد جز خامی
هوش مصنوعی: احساسات و دلتنگیام را در برابر همه بیان کن. به آنها گفتم که این دیگ آرزوها هیچگاه جز از خامی نمیجوشد.