شمارهٔ ٨١٢
هوش مصنوعی: این شعر نصیحتی به وزیری است که از شنیدن توصیهای از یک بندۀ خیرخواه برخوردار میشود. شاعر به وزیری میگوید که او باید به نیازهای مردم اهمیت بدهد و هرگاه کسی نزد او حاجتی آورد، باید آن را برآورده کند. علاوه بر این، به وزیرا توصیه میشود که در کارهای خود تعلل نکند، زیرا هیچ کس به او در آینده نخواهد اندیشید و او تنها خواهد ماند. به طور کلی، پیام اصلی شعر دعوت به مساعدت و توجه به نیازهای دیگران است.
بزرگوار وزیرا نصیحتی بشنوز بنده ئی که ترا هست مشفق جانی
هوش مصنوعی: ای بزرگوار و وزیر، نصیحتی بشنو از کسی که به تو محبت و خیرخواهی دارد.
یقین شناس که تو نیستی بشغل اولیز هر که هست بگیتی ز انسی و جانی
هوش مصنوعی: به یقین میتوان گفت که تو از آنچه هستی، در مقام نخست و بالاتر از هر کس در جهان، فراتر هستی؛ چه در نظر انسانها و چه در نظر جانها.
کسی بنزد تو گر حاجتی کند عرضهبر آر حاجت او را چنانکه بتوانی
هوش مصنوعی: اگر کسی نزد تو آمد و خواستهای داشت، سعی کن که هرطور شده به او کمک کنی و نیازش را برآورده سازی.
مکن بشغل تعلل که وقت معزولیکس از تو یاد نیارد بهیچ تاوانی
هوش مصنوعی: برای به تعویق انداختن کارها وقت نداشته باش، زیرا زمانی که تنها و دور افتادهای، هیچکس به یادت نخواهد بود و هیچ بهای آن مهم نیست.