شمارهٔ ٨۴١
هوش مصنوعی: این شعر به ما میآموزد که اگر به دنبال گشایش و کامیابی هستیم، باید دل را به خدا بسپاریم و از وابستگی به دنیا و مقامهای ظاهری فاصله بگیریم. نویسنده تأکید میکند که دیگران، از جمله امیران و وزرا، نمیتوانند نیازهای ما را برآورده کنند و باید به اصل و منبع قدرت و عزت یعنی خداوند اتکا کنیم. همچنین اشاره میکند که باید از چیزهای ناپاک و خطرناک دوری کنیم و به وحدت و یگانگی فکر کنیم، زیرا در آن آرامش و راحتی وجود دارد. به عبارت دیگر، امید به انسانها به اندازهای ناامیدکننده است که مانند امید به آب حیات از زبان مار میباشد.
ز مخلوق کاری گشایش نگیرددل اندر خدا بند اگر کار خواهی
هوش مصنوعی: اگر به مخلوق امیدی نداری، دل را به خدا بسپار و تنها از او یاری بخواه؛ زیرا تنها کارهایت از طریق او گشوده میشود.
مرو گرد هر در بامید عزتچه فخری بود کز ره عار خواهی
هوش مصنوعی: به جستجوی افتخار و مقام در کنار در کسی نرو، زیرا این جستجو خود شائبهی ذلت و پستی دارد.
جناب امیر و وزیران نیرزدکه از حاجب بارشان بار خواهی
هوش مصنوعی: آقای امیر و وزیران، ارزش ندارد که از نگهبان بخواهی بار آنها را به دوش بکشی.
چو مرکز درین دائره پای بفشارچه سرگشتگی همچو پر گار خواهی
هوش مصنوعی: وقتی در مرکز این دایره قرار داری، محکم قدم بگذار. چه بینظمیای وجود دارد که همچون پر در باد به این سو و آن سو میروی!
ز ناجنس بگریز اگر آفتابستترا سایه خود بس ار یار خواهی
از ناجنس و افراد نا مناسب حتا اگر همچون آفتاب عالمگیر باشند دوری کن و اگر یار و همراه مناسب میخواهی سایه خودت بس است و به خودت تکیه کن (از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی)
بوحدت بسر بر که راحت در آنستاگر گلشن عیش بیخار خواهی
هوش مصنوعی: به جستجوی جا و مکانی باش که در آن آرامش و وحدت روحی پیدا میکنی. اگر میخواهی از لذتهای زندگی بهرهمند شوی، باید به دور از هر گونه دردسر و مشکل باشی.
کزین خلق امید مهر آنچنانستکه آبحیات از لب مار خواهی
هوش مصنوعی: از این مردم امید محبت آنقدر زیاد است که برای زنده ماندن، مانند آب حیات از لب مار خواهی.