شمارهٔ ٨۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یک دوست میگوید که در مورد شاه و شرایط او چیزی بشنود. او تأکید میکند که از ابتدا تنها با اخلاص کار کرده و از خود عذرخواهی نمیکند. شاعر به پیری و ناتوانی اشاره میکند و میگوید که در زمان حکومت شاه باید به کارهای خوب و کریمانه توجه شود. او همچنین به زیبایی و برکت اشاره میکند و سوال میکند که اگر شاه ثروتمند است، چرا همت و ارادهی او در کارها پایین آمده است.
مرا در خفیه دی میگفت یاریکه بینم شاه را از تو غباری
هوش مصنوعی: دوست من در پنهان به من میگفت که وقتی شاه را میبینم، تو را فراموش نمیکنم و از یاد نمیبرم.
چه گفتی باز گو تا هست باقیدر آن حضرت مجال اعتذاری
هوش مصنوعی: چه گفتی دوباره بگو تا زمانی که هنوز فرصتی در آن مقام برای عذرخواهی وجود دارد.
بدو گفتم که تا اکنون جز اخلاصبحمدالله نکردم هیچ کاری
هوش مصنوعی: به او گفتم که تا به حال هیچ کاری جز با صداقت و خلوص نیت انجام ندادهام، و به لطف خداوند، همیشه همینطور بوده است.
ولی گفتم ازو لایق نباشدپس از پیری شدن توزیع خواری
هوش مصنوعی: اما گفتم که او شایستگی ندارد، پس از پیر شدن، توزیع ذلت و بیمقداری.
خصوصا در زمان شهریاریکریمی نامجوئی کامکاری
هوش مصنوعی: در زمان حاکمیت فردی با خصوصیات خوب و شایسته، با تلاش و کوشش، موفقیتهای بسیاری به دست آمده است.
چو باد مهرگانی زر فشانیچو ابر نوبهاری در نثاری
هوش مصنوعی: مثل باد مهرگان که طلا میپاشد، مثل ابر بهاری که باران میبارد.
چه نقصانست در مالش و گر هستکجا شد همت عالیش باری
هوش مصنوعی: این نقیصهای در ثروت او وجود دارد، اگرچه اگر هست، پس چرا تلاش و کوشش بالای او را از دست داده است؟