تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۴۶

گفتم که شنیدم که ترا زحمت تبافتاد و مرا شد ز غمت روز چو شب
چون در دل سوزان منش هست مقامنازک تنش ار گرم بود نیست عجب