شمارهٔ ۱۲۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره سردار جهان خواجه و عظمت اوست. شاعر از عشق و تشنگی خود به او صحبت میکند و اشاره میکند که شرایط و سرنوشت او باعث شده نتواند به آرزوی خود برسد. دریایی که او به آن اشاره میکند، نماد بزرگی و فراوانی نعمتهاست، اما او به دلیل تقدیر و طالعش نتوانسته از آن بهرهمند شود.
سردار جهان خواجه که آئینش سخاستبحریست کفش که موج آن جمله عطاست
هوش مصنوعی: سرداری بزرگ و با شخصیت که ویژگیهایش ستودنی است، مانند دریا است که کفش آن از نعمتها و برکتها پر شده است.
من تشنه لب از ساحل آن گشتم بازاین نیز هم از طالع شوریده ماست
هوش مصنوعی: من با لب تشنه به ساحل برگشتم و این هم از سرنوشت آشفته ماست.