تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۲۵۸

چون شب رقم از غالیه بر روز کشیدآمد بت من در پی او ماه رسید
شب چون شبه بود و دل همیگفت که هستیا مه زرخش یا رخش از ماه پدید