تناجی
ابن یمین فریومدی

شمارهٔ ۴۶۸

آن سرو بلند کز غمش پست شدمجامی ز کفش خوردم و از دست شدم
از غایت لطف می ندیدم در جامگفتی که من از جام تهی مست شدم