شمارهٔ ۴۷۰
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به معشوقش اشاره میکند که مانند درخت سرو بر روی چمن و گل لالهای نو روییده در دل اوست. معشوق رفته و یادگاری از خود به جا نگذاشته است. در نهایت، تنها چیزی که از او مانده، داغ و سوز دل شاعر است.
ای سرو روان بر چمن و باغ دلموی لاله نو شکفته در داغ دلم
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا که در چمن و باغ قلب من میرقصید، تو مثل لالهای تازه شکفته در غم و اندوه دل من هستی.
رفتی و نماند یادگار ایدل و جاناز آتش رخسار تو جز داغ دلم
هوش مصنوعی: تو رفتی و هیچ نشانهای از تو باقی نمانده است؛ جز داغی در دل که ناشی از آتش و زیبایی چهرهات است.