شمارهٔ ۵۵۳
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به یادآوری یک صبح سحری میپردازد که او و چند نفر دیگر در آرزوی کنار چمن بودند. آنها امیدوار بودند که باد سحر خاک آن چمن را بر آنها بیاورد و در نهایت باد سحر به حرکت درآمده و از میانه برخواست.
باد سحری دوش من و یک دو سه تنبودیم در آرزوی آنسرو چمن
هوش مصنوعی: در صبح زود، من و چند نفر دیگر به آرامی در حال حرکت بودیم و در دل آرزو میکردیم که به آن باغ سرسبز برسیم.
گفتیم که آرد بر ما خاک درشباد سحر از میانه برخواست که من
هوش مصنوعی: ما گفتیم که همچون خاک بر سر ما بریزد، اما در صبح، ناگهان از وسط برخواست که من.