شمارهٔ ۷۸ - خطاب بموفق الدین
هوش مصنوعی: این شعر درباره بزرگترین موفقیتهای دینی و دنیوی فردی صحبت میکند که با تقوی و فضیلت، موفق به دستیابی به مقامهای والایی شده است. شاعر تقدیر و نعمتهای فراوان این شخص را ستایش میکند و بیان میدارد که زبان و سخن او در میان دیگران بینظیر است. همچنین، او به نعمتها و مهارتهایش اشاره کرده و از حال تیره خود شکایت دارد، در حالی که به امید رسیدن به سعادت و خوشبختی از او درخواست کمک میکند. در پایان، شاعر برای او آرزوی خوشبختی و دوام دولت میکند.
اجل موفق دین آن خلاصه تحقیقتوئی موفق آن خیرها علی التحقیق
هوش مصنوعی: مرگ، برترین دستاورد دین است و تو هستی که به طور واقعی به درک و تحقیق در این زمینه دست یافتهای. موفقیت در این خوبیها، حقیقتاً به تو بستگی دارد.
توئی که از سر تقوی بجاه دنیاویبدست کردی عقبی و این بود توفیق
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که با تقوا و پرهیزکاری، به جایگاه دنیاوی دست یافتهای و این خود نشان از توفیق و موفقیت توست.
زقدر جاه تو تشویرخورد چرخ رفیعزجود دست تو عاجز بماند بحرعمیق
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و منزلت تو، گیتی به خود میلرزد و از لطف و بخششهای تو، قدرت دریا نیز ناتوان است.
چو نطق تو نبود بوستان بفصل ربیعچو لفظ تو نبود عذب سلسبیل ورحیق
هوش مصنوعی: وقتی صحبت تو نیست، بهار معنایی ندارد مانند اینکه وقتی کلام تو نباشد، سخن شیرین و گوارا وجود نخواهد داشت.
به پیش روی تو صامت همیشود ناطقبپیش لفظ تو الکن همیشود منطبق
هوش مصنوعی: در حضور تو همواره سخنگویان ساکت میشوند و کسانی که قادر به گفتن هستند، در برابر کلام تو ناتوان میگردند.
نمانده کس که نه بامنت تو مانده رهیننمانده کس که نه در نعمت تو گشته غریق
هوش مصنوعی: هیچ کس باقی نمانده که از نعمتهای تو بینصیب باشد و همه در رحمت و برکت تو غرق شدهاند.
مرا زدهر زابنای آن شکایتهاستکه حال تیره ام آنرا همی کند تصدیق
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دردهای درونی و شکایتهایی که به آنها اشاره میشود، باعث شدهاند حال من به گونهای تیره و ناخوشایند باشد که حتی خودم هم به وجود این وضعیت اعتراف میکنم.
ازان نیابم در حق خویش جز تفضیلوزاین نبینم در حق خویش جز تعویق
هوش مصنوعی: من جز خوبی و برتری برای خود نمیبینم و هیچچیزی جز تأخیر در حق خود نمییابم.
سبب ندانم حرمان خویشرا جز آنکه کاردان و هنر مندم و نسیب و عریق
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا از مهر و محبت محرومم، جز این که دانا و هنرمند هستم و شاید سرنوشتم این طور رقم خورده است.
ازین گروه بصدر تو التجا کردممگر سعادت گردد مرا عدیل و رفیق
هوش مصنوعی: از این جمعی که در کنار تو هستند، درخواست کمک کردم تا شاید به برکت آن، نصیبم همسفر و همدلی شود.
عجب نباشد کز دولتت سری گردمکه گردد از نظر آفتاب سنگ عقیق
هوش مصنوعی: عجبی ندارد که به خاطر نعمتها و شگفتیهای تو، سرم را به زمین بیندازم؛ زیرا نور آفتاب نیز گاهی بر روی سنگ عقیق تابش میکند.
سر تو سبز و دلت شاد باد و بخت بکامهمیشه دولت را سوی در گه تو طریق
هوش مصنوعی: امیدوارم زندگی تو پر از طراوت و شادی باشد و موفقیتها همیشه به سمت تو بیایند.