شمارهٔ ۷۹ - در مدح اقصی القضاه رکن الدین
هوش مصنوعی: این شعر درباره ستایش شخصیت و ویژگیهای برجسته فردی به نام خواجه است. شاعر به توصیف عدالت، بخشندگی و احترام او پرداخته و بیان میکند که او در میان انسانها از دیگران برتر و منحصر به فرد است. نویسنده ویژگیهای مثبت او را با تصاویری از عدل و کرامت او به نمایش میگذارد و به تاثیر مثبت او بر جامعه و انسانها اشاره میکند. همچنین، مظاهر ظلم و فساد را نسبت به عدالت خواجه ناپایدار میداند و او را مورد ستایش قرار میدهد. در کلیت، این شعر به تمجید از شخصیت توانا و عادل خواجه و نقش مثبت او در زندگی دیگران میپردازد.
ای بانصاف خواجه آفاقوی بتحقیق از بزرگان طاق
هوش مصنوعی: ای بزرگوار با انصاف، تو در واقع از بزرگترین افراد زمان خود هستی.
عدل تو دیو ظلم را لاحولجود تو زهر فقر را تریاق
هوش مصنوعی: عدالت تو، قدرت ظلم را ناتوان کرده و بخشش تو، زهر فقر را مداوا میکند.
ملکی در جهان شرع رسولپیش تو عقل و عرف چون دووشاق
هوش مصنوعی: در دنیا، در نظر و تشخیص شرع پیامبر، عقل و عرف مانند دو سو پای خود را نشان میدهند.
گویند اقصی القضاه رکن الدینگر کنی سنگرا تو استنطاق
هوش مصنوعی: میگویند قاضی بزرگ دین اگر تُند صحبت کنی و او را به چالش بکشانی، به طوری که او از تو بازجویی کند، ممکن است از موقعیتش خارج شود.
نیست اندر همه بسیط زمینمثل تو خواجه علی الاطلاق
هوش مصنوعی: در سرتاسر زمین هیچ کس مانند تو، ای استاد بزرگ، وجود ندارد.
ور کسی را نباشد این باورگو خراسانت آنک اینت عراق
هوش مصنوعی: اگر کسی به این باور نرسد، بگو خراسان تو همین جاست، اینجا عراق است.
همتت بر دو کون در یکدمچار تکبیر گفته و سه طلاق
هوش مصنوعی: با تلاش و ارادهات میتوانی در یک لحظه به هدفهایت دست یابی و کارهای بزرگ انجام دهی. در این لحظه، همزمان میتوانی به چیزهای ارزشمند و مهمی اشاره کنی.
در فضای جهان بشرق و بغربسایه عدل تو کشیده رواق
هوش مصنوعی: در تمام دنیا، در شرق و غرب آن، سایه عدالت تو گسترده و سایهاش بر همه چیز افتاده است.
در بر فهم و خاطرتیزتکند سیر آمدند برق و براق
هوش مصنوعی: بر افکار و خاطرت تاثیر میگذارد، همانطور که برق و نور سریع و ناگهانی میآیند.
عقل و کلک از برای مدحت توبسته اند و گشاده نطق و نطاق
هوش مصنوعی: عقل و نیرنگ از برای ستایش تو خاموش شدهاند و زبان و سخن برای تو به آسانی گشوده شده است.
نه چو تو عالمی است در عالمنه چو تو حاکمی است در آفاق
هوش مصنوعی: در این جهان هیچ موجودی به عظمت و شخصیت تو وجود ندارد و هیچ حاکمی به اندازه تو قدرت و نفوذ ندارد.
عدل چون در گهت نیافت پناهشرع چون مسندت ندید و ثاق
هوش مصنوعی: زمانی که عدالت در محضر تو پناهی نیابد و قوانین شرع را در جایگاه تو نبیند، چه باید کرد؟
هر ذخیره که مهر در دل کانکرد پنهان زخشیه الانفاق
هوش مصنوعی: هر چیزی که با محبت در دل انسان جمع شده و به طور پنهانی از آن خرج میشود.
دست جودت چنان برافشاندستکز جهان برد خشیه الاملاق
هوش مصنوعی: دست بخشش تو آنقدر گسترده و فراوان است که از دنیا نگرانی و ترس از فقر را برداشته است.
عهد کردست چرخ با رایتکه نماید همیشه با تو وفاق
هوش مصنوعی: آسمان با پرچمت پیمان بسته که همیشه با تو همراهي و همگوني داشته باشد.
گرچه اندر خضیب دارد چرخنشکند عهد چون کند میثاق
هوش مصنوعی: هرچند که در دنیای پر فراز و نشیب، چرخ روزگار ممکن است سختیها و مشکلاتی ایجاد کند، اما اگر عهد و پیمان محکم باشد، آن مشکلات نمیتوانند درستی آن را زیر سوال ببرند.
ابر اگر لاف جود با تو زندزندش برق در دهان مزراق
هوش مصنوعی: اگر ابر به ناز و ادعا از بخشش و generosity سخن بگوید، باید احتیاط کند که ممکن است در واقع نتواند چیزی را در اختیار بگذارد و در این صورت، فقط صدای رعد و برق به گوش خواهد رسید و اثر واقعی نخواهد داشت.
گر کند پیروی جاه تو وهممتعذر شود بر او الحاق
هوش مصنوعی: اگر کسی به جهل و نادانی تو پیروی کند، فهم و درک او به شدت دشوار و غیرممکن خواهد شد.
ور مجسم شود بزرگی توساق عرشش کجا رسد برساق
هوش مصنوعی: اگر بزرگی و عظمت تو به حقیقت نمایان شود، دیگر پایگاه عرش هم در مقایسه با تو چه جایگاهی خواهد داشت؟
شمه از روایح کرمتنسختست از مکارم الاخلاق
هوش مصنوعی: بخش کوچکی از ویژگیهای عطرها و بوی خوش کرامت و سخاوت تو را که دارای فضیلتهای اخلاقی است، نشان میدهد.
هزل در طبع تو نیافت مجالراست چونانکه در طلاق عناق
هوش مصنوعی: در طبع تو جایی برای شوخی و بیمُهری نیست، مثل اینکه در جدایی عشق، فضایی برای آشتی وجود ندارد.
قلم تو چو لوح محفوظستکه مقسم شود بدو ارزاق
هوش مصنوعی: قلم تو مانند لوح محفوظ است که از آن، روزیها تقسیم میشود.
جان روح القدس بمغز خردکند از بوی خاقت استنشاق
هوش مصنوعی: روح القدس جان را با بوی خوش تو سیراب میکند و به عمق عقلمان نفوذ میکند.
جاه تو در ترقیی است که هستسدره المنتهی بدو مشتاق
هوش مصنوعی: مقام تو در پیشرفت و رشد، به اندازهای است که سدره المنتهی (مرز آسمان و زمین) به آن علاقهمند و مشتاق است.
عدل عام تو ربع مسکو نراالف و لام شد در استغراق
هوش مصنوعی: در عدالت عمومی تو، بخش وسیع مسکو به نوعی مستغرق و درگیر شده است.
گشت کوتاه دست ظلم چنانکباز پس جست آتش از حراق
هوش مصنوعی: دست ظلم به اندازهای کوتاه شد که مانند شعلهای که از آتش بلند میشود، به عقب برگشت.
زود خرچنگ بینی و فرزینکه نهند ا زتو کجروی بر طالق
هوش مصنوعی: زود باش و سریع عمل کن، زیرا اگر مدتی را هدر بدهی، دیگران ممکن است به تو آسیب بزنند یا به خودشان آسیب بزنند.
مسند تو چو کرد رای قضاگفت شرعش بلی الیک مساق
هوش مصنوعی: زمانی که تقدیر تصمیم خود را گرفت، گفت که قانون الهی آن را تأیید میکند و تو به سوی آن هدایت میشوی.
والله ار در چهار بالش شرعکس نشیند چو تو باستحقاق
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر کسی بر چهار بالش بنشیند، به اندازه تو شایستگی نخواهد داشت.
خالی از قصد و میل و حرص و طمعفارغ از کبر وبخل و حقد و نفاق
هوش مصنوعی: انسانی را تصور کن که هیچ انگیزهای برای خواستن یا داشتن چیزی ندارد و از رذایل اخلاقی مانند تکبر، حسد، و نیرنگ دور است. او از وابستگیهای منفی و احساسات آزاردهنده آزاد است و زندگیاش را با سادگی و آرامش میگذراند.
هست آن عاطفت بر اطفالتکز پدر کس نبیند آن اشفاق
هوش مصنوعی: عاطفهای که تو نسبت به فرزندانت داری، از سوی هیچ پدری قابل مشاهده نیست.
نبود چوشکوار تر از عدلهرکه را لذتش بمذاق
هوش مصنوعی: هیچ چیز بهاندازهی عدالت لذتبخش نیست.
شاخ بی اعتدال فصل بهارنتواند که پرورد اوراق
هوش مصنوعی: درختانی که در فصل بهار به خوبی رشد نمیکنند، نمیتوانند برگهای خود را پرورش دهند.
عصمتت در کنار پروردستداشته حفظ ایزدیت یتاق
هوش مصنوعی: عصمت و پاکی تو در کنار خداوند حفظ شده است و خداوند به خوبی از تو نگهداری میکند.
روز حکمت که سوی مسند توخیره ماند ز هیبتت احداق
هوش مصنوعی: روز حکمت، زمانی که همه نگاهها به عظمت و شکوه تو خیره مانده بود.
می بر آید ز منکران اقرا رزود بی اختیار همچو فواق
هوش مصنوعی: از کسانی که منکر هستند، بدون اختیار و به سرعت حقیقتی بیرون میآید، مانند حالتی که فرد ناگهان به شدت دچار فریاد یا هیجان میشود.
جون بغایت رسید کار ستمقلم ظلم گشت یار چماق
هوش مصنوعی: به دلیل شدت ظلم و ستم، عدالت به کلی کنار گذاشته شده و ظلم و زورگویی همهجا حاکم شده است.
نور عدل تو ناگهان بگرفتهمه روی زمین ز سبع طباق
هوش مصنوعی: نور عدالت تو بهسرعت همهجا را فراگرفت و زمین را از صفات وحشیانه پاک کرد.
نفس صبحدم گشاده شودچون افق از شفق گرفت خناق
هوش مصنوعی: نفس صبحگاهی به طرز چشمگیری باز میشود، مانند اینکه افق به خاطر نور غروب یک حالت خفهکننده به خود گرفته است.
نقمت و نعمتت بدشمن و دوستمی نهد غل و طرق بر اعناق
هوش مصنوعی: خودت را از دشمن و دوست برحذر داشته و در زندگیات بدان که نعمت و عذاب تو هر دو نشانهای از قدرت الهی هستند که بر گردن همه قرار دارد.
مدحت تو بنلت فکرمراخطبه کرد و سخات داد صداق
هوش مصنوعی: ستایش تو به قدری بر افکارم تأثیر گذاشت که تمام احساسات و افکارم را به سخنرانی واداشت و به من جرأت داد تا از تو درخواست کنم.
هر نتیجه که زاید و نبوددر مدیح تو عاق باشد عاق
هوش مصنوعی: هر چیزی که به حمد و ستایش تو به وجود آید و در عین حال فاقد ارزش باشد، در حقیقت بیمعنا و بیاعتبار است.
باد قربان تو عدو ورچهنسزد خوگ فدیه اسحاق
هوش مصنوعی: باد به خاطر تو قربانی میشود، چه برسد به دشمنی که مانند اسحاق فدای تو شود.
تا بنازند مفلسان بدرمتا بنالند عاشقان ز فراق
هوش مصنوعی: مفلسان به فقر و بیپولی خود میبالند و عاشقان به خاطر دلتنگی و جدایی ناله و فریاد میکنند.
باد جود تو عدت مفلسروز خصم تو چون شب عشاق
هوش مصنوعی: در روز دشواری، بخشش و generosity تو به کمک بینواها میآید، همانطور که شبهای عاشقان به شبهایی تاریک و پر از عشق شباهت دارد.
ماه جاه تو بی افول و غروببدر قدر تو بی خسوف و محاق
هوش مصنوعی: ماه زیبای تو همیشه در اوج است و هرگز غروب نمیکند، و مانند ستارهای درخشان، قدر تو هیچگاه کم نمیشود و هیچگاه به کاهشی نمیرسد.
شادمان بالغدو جاه و الاصالکامران بالعشی و الاشراق
هوش مصنوعی: شادی و خوشبختی در زندگی به موفقیتهای فردی و اصالت انسان بستگی دارد و در پایان روز و هنگام صبح، این ویژگیها را در وجود خود احساس میکنیم.