شمارهٔ ۱۱۲ - قصیده
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و مدح یک شخصیت برجسته پرداخته است که او را با صفاتی چون برجستگی، سخاوتمندی و علم توصیف میکند. شاعر از آسمان و خورشید به عنوان نمادهای عظمت و روشنی استفاده کرده و شخصیت مورد نظر را بالاتر از آنها قرار میدهد. نثری شاعرانه و استعاری به کار گرفته شده تا نشان دهد شخصیت مذکور در علم، فضیلت و اخلاق بر تمام مخلوقات برتری دارد. شاعر همچنین از خویش میگوید که در دنیای پر از مشکلات و فقر فضایل اخلاقی و علمی این شخص را آرزو دارد و از او درخواست میکند که بر او سایه افکند و او را یاری دهد. در نهایت، از خداوند میخواهد که آن شخصیت همیشگی و راهنمای او باشد.
زهی گشاده بمدح تو روزگار دهنزهی نهاده بحکم تو آسمان گردن
هوش مصنوعی: روزگار با شادی و دلخوشی به ستایش تو مشغول است و آسمان نیز به خاطر قدرت و فرمان تو، سرش را به احترام پایین آورده است.
که محاوره چون آفتاب نورافشانکه مناظره چون روزگار خصم شکن
هوش مصنوعی: به طور کلی میتوان گفت که کلام در محاوره شبیه به تابش آفتاب است که روشنی و گرما را به ارمغان میآورد، در حالی که بحث و جدل مانند روزگار است که میتواند سختیها و چالشهایی را به وجود آورد.
بنزد کوه وقار تو کوه بی سنگستبپیش جود و سخای تو ابرتردامن
هوش مصنوعی: جایگاه و وقار تو مانند کوهی است که هیچ سنگ و سختی ندارد و در برابر generosity و سخاوت تو، ابرهایی با دامن بلند قرار دارند.
چو نور رای تو هرگز نتافت خورزفلکچو لفظ عذب تو هرگز نخاست در زعدن
هوش مصنوعی: نور افکار و اندیشههای تو هرگز مانند خورشید از افق آسمان نمیتابد و لحن شیرین کلام تو هیچگاه به نرمی و لطافت کلمات مختلف نمیرسد.
کرم بطبع تو تازه است چون بآب شجرسخابدست تو زنده است چون بروح بدن
هوش مصنوعی: خوی و رفتار تو به نوعی زنده و شاداب است، مانند آبی که درخت را تازه و پررنگ میکند. وجود تو نیز در روح و جان انسانها تأثیر مثبت و حیاتبخش دارد.
بنزد رای تو خورشید آسمان تیرهبپیش نطق تو سحبان روزگار الکن
هوش مصنوعی: در نزد فکر و اندیشه تو، خورشید آسمان به نظیر حرفهای تو کمنور و ناتوان به نظر میرسد. روزگار مانند روز سحر خموش و بیصدا است.
ز لطف طبع تو گشته خجل نسیم سحرزبوی خلق تو طیره شدست مشک ختن
هوش مصنوعی: نسیم صبح به خاطر زیبایی و لطافت تو شرمنده شده و عطر تو باعث شده که مشک ختن هم تحت تأثیر قرار بگیرد.
قدر چو دید ترا گفت تا بروز قضابمثل تو نشود روزگار آبستن
هوش مصنوعی: زمانی که او تو را دید، به او گفت: تا زمانی که سرنوشت مقرر شود، مانند تو دیگر روزگاری به وجود نخواهد آمد.
بریده جامه عصمت بقدتست ازانکبگرد معصیت آلوده نیستت دامن
هوش مصنوعی: لباس پاکی تو به خاطر مقام بلندت پاره شده، زیرا دامن تو به گناه آلوده نیست.
گشاده آب گه وعظ توزدیده سنگفتاده آتش ز جرتو در دل آهن
هوش مصنوعی: آب باران به زمین میرسد و با آن، سنگها نرم میشوند. آتش نیز به خاطر جرقههای درون تو در دل فلزات میافتد.
گه وعید تو ناهید بشکند بر بطبگاه وعده تو بهرام برکند جوشن
هوش مصنوعی: گاهی وعدههای تو مانند ناهید میشکند و گاهی هم انتظار تو مانند بهرام به بلوغ میرسد و به نتیجه میرسد.
سخاو حلم و فصاحت شکوه و علم و ورعنداشت هیچ دریغ از تو ایزد ذوالمن
هوش مصنوعی: سخاوت، بردباری، بلاغت، شکوه، دانش و پرهیزگاری، همه از ویژگیهای تو هستند، ای خداوند بزرگ که هیچ کمبودی در تو نیست.
زهی زدانش بحری میان عالم فضلزهی ز لطف جهانی بزیر پیراهن
هوش مصنوعی: ای کاش که از علم و دانش، دریایی در میان فضیلتها وجود داشته باشد و ای کاش که از لطف و محبت جهانی، چیزی پنهان در زیر لباسها باشد.
کسی که قصد تو دارد چنان بود بمثلکه کرم پیله ببافد بگرد خویش کفن
هوش مصنوعی: کسی که به تو فکر میکند، مانند کرمی است که به دور خود پیله میبافد تا در کنار تو بماند و خود را در امنیت قرار دهد.
زسهم خشم تو سود الجنان شده لالهزبهر مدح تو رطب اللسان شده سوسن
هوش مصنوعی: از اثر خشم تو، لالهها بهشتی شدهاند و به خاطر ستایش تو، زبانها شیرین و خوشسخن گشتهاند.
هر آنکسی که برون برد سرز چنبر توچو نای بینی او را گلو گرفته رسن
هوش مصنوعی: هر کسی که از چنگال تسلط و قدرت تو خارج شود، مانند نای (دستگاه نوازندگی) است که گلویش به وسیلهی گره (رسن) فشرده شده باشد.
تو آسمانی از قدر و جاه بل اعلیتو آفتابی در حسن رای بل احسن
هوش مصنوعی: تو در مرتبهای بلند و با عظمت همچون آسمان هستی و زیباییات همچون آفتابی درخشان و بینظیر است.
نسیم لطف تو گر بگذرد سوی صحرابرآید از بن هر خارو خاره صد گلشن
هوش مصنوعی: اگر نسیم محبت تو به سوی بیابان بوزد، از ریشه هر خار و خاری، صدها باغچه و گلزار به وجود میآید.
سموم قهر تو گر بگذرد بگردون بربسوزد از زبر چرخ ماه را خرمن
هوش مصنوعی: اگر خشم تو از بین برود، آسمان را به آتش خواهد کشید و مزارع ماه را خواهد سوزاند.
کسیکه از بد ایام در حمایت تستاجل نیارد گشتنش نیز پیرامن
هوش مصنوعی: کسی که در روزهای سخت از تو حمایت میکند، مرگ هم نمیتواند او را ترک کند.
چو من مدیح تو گویم ز آسمان جبریلبنعره گوید احسنت شاد باش احسن
هوش مصنوعی: وقتی من در وصف تو سخن میگویم، جبرئیل از آسمان فریاد میزند که عالی است، شاد باش و چه خوب!
بزرگوارا صدرا کنون بدستوریز حال خود دو سه بیتی بخواهمت گفتن
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، اکنون به دستور شما میخواهم از حال خود چند بیتی برایتان بگویم.
مرا زمانه جافی همی دهد مالشبنوع نوع حوادث بگونه گونه محن
هوش مصنوعی: زمانه به من مانند یک استاد نرمش میدهد و به شکلهای مختلف از حوادث گوناگون، آزمایش میکند.
نه هیچ راحت دیدم ز هیچ ممدوحینه هیچ فایده بردم ز شعر و نظم سخن
هوش مصنوعی: نه هیچ خوشی از هیچ ستایشی پیدا کردم، نه از شعر و نظم چیزی به دست آوردم.
همی بپیچم بر خود چو ریسمان زین قومکه تنک چشم و سبک سرترند از سوزن
هوش مصنوعی: من مانند ریسمانی بر خود میپیچم و به این قوم نگاه میکنم که نگاهشان محدود و فکرشان سبکتر از سوزن است.
بدر گه تو همی التجا کنم زیشانکه در گهت فضلا راست ملجا و مامن
هوش مصنوعی: در جایی که تو هستی، من از آن فضلا و علمای بزرگ استمداد میطلبم، زیرا آنان در نزد تو پناهگاه و مأمنی دارند.
بتن چو ذره ام ای آفتاب بر من تابهمای فضلی بر بنده نیز سایه فکن
هوش مصنوعی: ای آفتاب، من همچون ذرهای کوچک هستم. لطفاً مانند پرندهای بزرگ بر من تابیده و بر بنده خود سایه بیفکن تا فضلت بر من نیز نازل شود.
من از پی چو تو صدری مدیح خواهم گفتنیم چو غنچه بهر باد بر گشاده دهن
هوش مصنوعی: من برای تو، مثل یک محفل شکوهمند و ستایشانگیز، سخن خواهیم گفت. نه همچون غنچهای که به خاطر وزش باد زود دهنش را باز کند.
چو سایه در نشوم جز بجای آباداننه همچو خورشید اندر جهم بهرروزن
هوش مصنوعی: بگذارید در جایی که آباد و خوشایند است زندگی کنم و همچون سایهای باقی بمانم، نه اینکه مانند خورشید در مکانهای تنگ و تاریک و ناامن باشم.
همیشه تا که چراغ فلک بود رخشانچنانکه حاجت ناید بماده روغن
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان روشن است و نور وجود دارد، مانند نیازی نیست که به روغن چراغ احتیاج داشته باشیم.
زجاه صدر تو عین الکمال بادا دورکه هست چشم شریعت بجاه تو روشن
هوش مصنوعی: از مقام و مرتبهی تو، کمال و زیبایی سرچشمه میگیرد. دور از تو، چشمی که به شریعت نگاه میکند، به روشنی و حقیقت نمیرسد.
اسیر حکم تو بادا سپهر گردنکشمطیع رای تو بادا زمانه توسن
هوش مصنوعی: سرنوشت هرچه که تو بخواهی، تحت تأثیر خواست و قدرت تو خواهد بود و زمانه به مانند اسبی است که تسلیم اراده تو میشود.