شمارهٔ ۱۱۳ - قصیده
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم مرگ و زندگی میپردازد و هشدارهایی درباره گذر عمر و بیتوجهی به آن ارائه میدهد. شاعر از مرگ به عنوان پیامآوری یاد میکند که انسان را به تامل درباره زندگی و پیری وامیدارد و به او توصیه میکند تا از غرور دست بردارد و از زندگیاش بهره ببرد. او اشاره میکند که عمر انسان محدود است و بهتر است به جای غفلت به حقیقت زندگی و مرگ فکر کند. همچنین، تأکید میکند که باید از شهوات دنیوی دوری جست و به جای پر کردن زندگی به افکار و آرزوهای پوچ، به ارزشهای معنوی بپردازیم. پایان شعر اشارتی به وضعیت انسانها دارد که باید درک کنند حقیقت زندگی، مرگ است و در این راستا اقدام کنند.
رسول مرگ پیامی همی رساند بمنکه میخ خیمه دل زینسرای گل برکن
هوش مصنوعی: فرشته مرگ پیامی برای من آورد که باید مهر و محبت را از دل و زندگیام بردارم.
ترا ز مشرق پیری دمید صبح مخسبکه خواب تیره نماید چو صبح شد روشن
هوش مصنوعی: تو از سمت مشرق پیری به در آغوش صبح رفتهای، پس بیدار شو و در خواب تاریک نمانی، زیرا وقتی صبح فرا میرسد، همه چیز روشن و واضح خواهد شد.
زدند کوس رحیل و تو از غرور هنوزسرای پرده پندار میزنی برکن
هوش مصنوعی: آژیر سفر به صدا درآمده و تو همچنان به خاطر خودبزرگبینیات در دنیای خیال و توهم خودت باقی ماندهای.
شب جوانی تا زاد روز پیری زادکه دید زنگی هرگز برومی آبستن
هوش مصنوعی: در شب جوانی، تا همانطور که روز پیری فرامیرسد، زنگی هرگز نمیتواند در دل خود آبستن احساس عشق و شوق باشد.
چنان ز مرگ بترس از سیه سپیدی مویکه مرد مار گزیده ز شکل پیسه رسن
هوش مصنوعی: به قدری از مرگ بترس که موهای تو مثل سپیدی موی پیری شود، چون مردی که از نیش مار گزیده و به شکل طنابی ترسناک نگاه میکند.
چه ماند عمر چو پنجاه و پنجسال گذشتکه گشت سر و تو چون خیزران بنفشه سمن
هوش مصنوعی: عمر انسان چه ارزشی دارد وقتی پنجاه و پنج سال از آن گذشت؟ در این مدت، سر و وضع شخص تغییر میکند و مانند گیاهی میشود که در حال پژمرده شدن است.
ببین که عمر عزیز تو در چه خرج شدستببین که تا بچه بر باد داده خرمن
هوش مصنوعی: ببین که عمر گرانبهای تو چطور صرف شده است، و ببین که چگونه همۀ تلاشها و زحماتت به هدر رفته است.
اگر سلامت جوئی حقیقت ای مسکینمساز در بن دندان اژدها مسکن
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت هستی، ای نادان، در خطر نرو و به دهان اژدها نزدیک نشو.
همه شدند حریفان تو خوش نشین و مروتو خود ز لوح فراموش گشته تن زن؟
هوش مصنوعی: همه به دشمنی با تو برخاستند و تو ای کسی که در راحتی زندگی میکنی، از کجا این بیخیالی را به خود راه میدهی؟ خود را از یاد ببر و درگیر تن خود نکن!
شکار پنجه شیری دم غرور مخوراسیر قبضه مرگی در مجال مزن
هوش مصنوعی: به دنبال افتخارات و جاهطلبیهای بیمورد نباش، زیرا با Nimble حرکت کردن و به دامهایی که ممکن است به تو آسیب برسانند، گرفتار نخواهی شد.
مزن تو خیمه درینره که نیست جای مقاممسازخانه درین چه که نیست جای وطن
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که نباید در این دنیا، که مکان دائمی و ثابت نیست، به برپایی خانه و مقام بپردازیم. اینجا جای ماندن و وطن نیست، بلکه باید به دنبال مقصدی واقعی و پایدار باشیم.
ترا که باشد از زیر گرد و بالا دودچگونه در جهدت آفتاب از روزن
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی انتظار داشته باشی که نور آفتاب از دریچهای به درون بیاید، وقتی که زیر گرد و غبار و بالای دود هستی؟
تو تازیانه کشی بر فرشته وانگاهیبدود و خاک تن اندردهی درین گلخن؟
هوش مصنوعی: آیا تو همچنان بر فرشتهها تازیانه میزنی و آنها را به وحشت میاندازی و در این آتشگاه، خاک وجودشان را به زمین میافکنی؟
دراو اگر بزیی مرگ دوستان بینیو گر بمیری خندد بمرگ تو دشمن
هوش مصنوعی: اگر در دل کسی خبری از مرگ دوستانش باشد، بداند که اگر خودش بمیرد، دشمنانش بر مرگ او خواهند خندید.
چه سود در قفس تنگ ناله کردن زارنه مرغ زیرکی؟ ار زیرکی قفس بشکن
هوش مصنوعی: در قفس تنگ هیچ فایدهای ندارد که فقط ناله و زاری کنی، بلکه باید برای رهایی از آن اقدام کنی. اگر واقعاً زیرک هستی، باید قفس را بشکنی و آزادی خود را بدست آوری.
ولی ترا نبود شوق عالم بالاچو قانعی بچنین حبس و دانه ارزن
هوش مصنوعی: اما تو شوقی به عالم بالا نداری، مانند کسی که به این زندان و دانهٔ ارزن قانع است.
حیات دنیا خوابست و مرگ بیداریزکان حکمت محضست این بلند سخن
هوش مصنوعی: زندگی در دنیا مانند خواب است و مرگ، آگاه شدن و بیدار شدن از آن خواب. این نکته عمیق و حکیمانهای است.
تو هر چه بینی از اینخواب عکس آن میدانزگریه خنده و از خنده گریه آوردن
هوش مصنوعی: هر چیزی که در خواب میبینی، تصویری از واقعیت است. این تصاویر میتوانند باعث شادی یا گریه شوند و از این شادی به گریه و از این گریه به شادی دیگری تبدیل شوند.
وگر بلذت مشغولی احتلامست آنجنب زخواب در آئی بروز پاداشن
هوش مصنوعی: اگر به لذت مشغول باشی، خواب آلودگی تو را در بر خواهد گرفت و روزی به پاداش خود خواهی رسید.
تو روز میخور و همچون ستور شب میخسببچرب و شیرین همچون زنان بپرور تن
هوش مصنوعی: تو در روز لذت ببر و مانند نستور شبها استراحت کن. از زندگی لذت ببر و همچون زنان به پرورش بدن خود بپرداز.
ولی بمانی ترسم چو راه باید رفتکه رهروان را صعب آفتیست رنج سمن
هوش مصنوعی: اما اگر بمانی، نگرانم که راهی که باید بروی، برای رهروان مشکلات و سختیهایی به همراه دارد.
هر آنکه بیش خورد کم زید بمعنی ازانکچراغ کشته شود چون بشدز حدروغن
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی به افراط بپردازد و چیزی را بیش از حد مصرف کند، به تدریج از توان و انرژیاش کاسته میشود. مانند چراغی که پس از تمام شدن روغنش خاموش میشود.
چو در توآفت دینست چند ازین زر و زورتن تو طعمه خاکست چند ازین من و من
هوش مصنوعی: وقتی در تو دین و باور وجود دارد، آیا به این ثروت و قدرت دنیوی اهمیت میدهی؟ بدن تو در نهایت به خاک تبدیل میشود، پس این ادعای منیت و خودخواهی چه ارزشی دارد؟
میان جامه دلی زنده چون نداری پسبنام خواه کفن خوان و خواه پیراهن
هوش مصنوعی: اگر در دلتان احساس زندهای ندارید و زندگی معنایی برایتان ندارد، پس چه فرقی میکند که با چه پوششی از دنیا میروید؛ چه با کفن و چه با پیراهن.
گرت ز نعمت خالی شود دهن یکدمچه کفرها که زبان تو گوید از هر فن
هوش مصنوعی: اگر دهانت از نعمت خالی شود، ممکن است زبانت در لحظهای از روی نادانی و نارضایتی، چیزهایی بگوید که نشانهٔ کفر و بیاعتنایی به نعمات باشد.
ز چیست اینهمه کفران و ناسپاسی توترا ز نعمت خالی چو نیست هیچ دهن
هوش مصنوعی: چرا اینقدر ناامید و ناسپاس هستی، در حالی که هیچ چیزی در زندگیات نداری تا منکر نعمتهایت شوی؟
زبان و دندان داری دو نعمتست بزرگزبان بشکر زبان کی رسد بروت مکن
هوش مصنوعی: زبان و دندان هر دو از نعمتهای بزرگ هستند. زبان شیرین و نرم است، اما نباید به زبان کسی آسیبی برسد.
اگر جهان همه زان تو گشت لاتفرحوگر همه ز تو غایب شدست لاتحزن
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا به تو وابسته شود، خوشحال نشو و اگر همه از تو فاصله بگیرند، ناراحت مباش.
چو نیست باقی خواهی وجود و خواه عدمچو مردر یک بود خواه زشت و خواه حسن
هوش مصنوعی: اگر چیزی باقی نمانده باشد، وجود و عدم هر دو یکسان هستند. مانند مرده که نه زیباست و نه زشت، هر دو حالت در آن یکسان است.
هزار دام نبینی، چو دانه آیدهزار چشم پدید آیدت چو پرویزن
هوش مصنوعی: وقتی که دانهای به زمین بیفتد، هزار چشم به سمت آن میچرخد و دامهای زیادی را به وجود میآورد. در اینجا به این معناست که وقتی چیزی ارزشمند یا جذاب به میان میآید، افراد زیادی به آن توجه میکنند و از آن بهرهبرداری مینمایند.
چو خشم غالب شد کعبه را بسوزی درچو حرص چیره شود بر کشی ز مرده کفن
هوش مصنوعی: وقتی خشم بر تو غلبه کند، مانند آتش زدن کعبه بیرحمانه رفتار میکنی. و وقتی حرص بر تو چیره شود، دست به کارهای نادرستی میزنی و حتی از نعمتهای مردگان نیز دریغ نمیکنی.
بپیش هر خسی از بهر آستینی نانهزار بار زمین بوس کرده چون دامن
هوش مصنوعی: برای هر فرد بیارزشی به خاطر یک آستین نان، هزار بار زمین را میبوسم مانند دامن.
بحرص آنکه یکی لقمه بی جگریابیهزار زخمت بر دل زنند چون هاون
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تنها یک لقمه را بدون دلسوزی به دست بیاوری، هزار زخم بر دل تو میزنند، همچون هاونی که بر روی آن مواد را خرد میکنند.
ز بهر دنیا چندین عناکری نکندکه می نیرزد این مرده خود بدین شیون
هوش مصنوعی: به خاطر دنیا، چرا این همه تلاش و زحمت بکشی؟ این تلاشها ارزش ندارد که آدم برای یک مرده، اینگونه داغ و زحمت بکشد.
مضایقی چو ترازو مکن بدانگی زرمباش همچو ترازو زبان و دل زاهن
هوش مصنوعی: هرگز زبان و دل خود را مانند ترازویی مسنج؛ از نیک و بد و سختیها و آسانیها خودداری کن و همیشه در قلب و زبانت انصاف را رعایت کن.
مباش پر گره و پیچ پیچ چون رشتهمباش سر سبک و تنگ چشم چون سوزن
هوش مصنوعی: از هر گونه پیچیدگی و گرهخوردگی دوری کن، مانند یک رشتهی صاف و بدون نقص باش. سر خود را سبک نگهدار و دیدگاهت را در حدی باز کن که همچون سوزن بتواند به سادگی وارد موقعیتها شود.
اگر نباشی مردم دد و ستور مباشو گر فرشته نباشی مباش اهریمن
هوش مصنوعی: اگر تو در زندگیام نباشی، انسانها به شکل وحشیها و حیوانات در خواهند آمد. و اگر هم مانند یک فرشته نباشی، نباید به شکل یک شیطان درآیی.
مباش غره بدین گنده پیر دنیا زانکهزار شوهر کشت و هنوز بکراین زن
هوش مصنوعی: به خودت نبال که به این ظاهر فریبنده دنیا دل ببندی، چرا که این دنیا هزاران مرد را به خاک و خون کشیده، اما این زن هنوز بینقص و دست نخورده باقی مانده است.
ببین چکرد او با اهل بیت مصطفویحدیث رستم بگذار و قصه بهمن
هوش مصنوعی: نگاه کن چه بر سر اهل بیت پیامبر آمده است، داستان رستم و قصه بهمن را کنار بگذار.
چه تیرغدر که رخنه نکردشان سینهچه تیغ ظلم که خونین نکردشان گردن
هوش مصنوعی: این بیت به معنای ناتوانی تیرها و تیغهای ظلم در آسیب رساندن به عزم و ارادهی قوی انسانهاست. به این معنا که باوجود سختیها و ظلمها، آنها نتوانستهاند بر اراده و روحیهی افراد تاثیر منفی بگذارند و آنها را از پای درآورند.
نه بهر ایشان بود آفرینش عالمنه بهرایشان بود ازدواج روح و بدن؟
هوش مصنوعی: عالم برای آنها خلق نشده است و همچنین نه روح و بدن برای آنها به هم پیوستهاند.
خدای عزوجل در زمین دو شاخ نشاندزیک نهال برون آخته، حسین و حسن
هوش مصنوعی: خداوند در این سرزمین، دو شاخ و برگ زیبا را از یک درخت بیرون آورد و آنها حسین و حسن شدند.
یکی ز بیخ بکندند آب نا دادهیکی بتیغ بزهر آب داده اینت حزن
هوش مصنوعی: یکی از ریشهاش کنده شد و آب به او نرسید، و دیگری با تیل زهرآلودش آب منتقل کرد. اینجا حزن و اندوهی وجود دارد.
اگر زمانه کسی را بطبع گشتی رامدگر نبودی مراهل بیت را توسن
هوش مصنوعی: اگر دنیا به کسی لطف کند و او را در مسیر مناسب قرار دهد، دیگر نیازی به استقامت و طاقت من نیست.
چو باسلاله پیغمبر آن رود توکهکه از سلامت خواهی که باشدت جوشن
هوش مصنوعی: وقتی که به نسل پیامبر نگاه میکنی، باید بدانید که آنچه میخواهید، از کجا به دست میآید و چه کسی به شما امنیت میدهد.
بمیر پیشتر از مرگ تا رسی جائیکه مرگ نیز نیاردت گشت پیرامن
هوش مصنوعی: قبل از آنکه به مرگ دچار شوی، خودت را از آن وضعیت دور کن تا به جایی برسی که حتی مرگ هم نتواند تو را به خود ببرد و تو را از زندگی جدا کند.
تو مظلمه مبر از خانه و ز گور مترسکه گور بی گنه و مظلمه بود روشن
هوش مصنوعی: دلیلی برای ترس از گور نداشته باش، چون در حقیقت گور مکانی است بیگناه و پر از آرامش. بنابراین، از خانه خود دور نرو و از مظلومیت خود نترس، زیرا همیشه درست و روشن است.
بسی بگفتم و یک حرف کس قبول نکرددراز گفتن بیهوده نیست مستحسن
هوش مصنوعی: بسیار صحبت کردم و هیچکس سخن مرا نپذیرفت، اینطور طولانی صحبت کردن بیفایده نیست، بلکه خوب است.