شمارهٔ ۱۴ - شکایت از حرمان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و بزرگیِ صفات الهی اشاره میکند. او از قدرت و بخشندگی خداوند صحبت میکند که خورشید و آسمان را به خاک میسند و از ظلم و فتنه محافظت میکند. شاعر سخاوت خداوند را فراتر از دریا و ابر میداند و به این نکته اشاره میکند که درخواست او از خداوند، تنها یک چیز کوچک است. او میگوید که بخت او به خودی خود چیزی نمیآورد و هرچه دارد، نتیجه جود و بخشش الهی است. در نهایت، شاعر میخواهد مردم بدانند که از نعمتهای الهی محروم مانده و این حرمان تا چه اندازه برای او سنگین است.
ایا صدری که خورشید فلک رابه پیش رای تو بر خاک خدست
هوش مصنوعی: آیا صدری که به خاطر تو، خورشید آسمان را بر زمین میگذارد؟
بدست ظلم از عد تو بندستبپیش فتنه از حزم تو سدست
هوش مصنوعی: با ظلم و ستم، بند و زنجیر به وجود آمده است و در برابر فتنه، تدبیر و هوشیاری تو همچون سدی قوی عمل میکند.
سخای تو فزون ازابر و بحرستعطای تو برون از حصر وعدست
هوش مصنوعی: بخشش و سخاوت تو بیش از ابرها و دریاهاست و هدیههای تو فراتر از هر وعده و قولی میباشد.
عجب نبود که بخشی و نبخشیکه دریا نیز هم با جزر و مدست
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که ببخشی یا نبخشی؛ دریا نیز همین طور است که گاهی رو به بالا میآید و گاهی پایین میرود.
ز بخت خود نه از جود تو بینماگر این التماسم مستردست
هوش مصنوعی: من از شانس خود چیزی نمیبینم و اگر این درخواست من رد شود، به خاطر بخشش تو نیست.
ز جودت خواستم چیزی محقرکه دانستم که آن معنی معدست
هوش مصنوعی: از بزرگواری تو خواستم چیزی کوچک و ناچیز، اما دانستم که آن هم از شأن و مقام تو خارج است.
بجهد من نشد آن هم میسرکه نز جدست قسمت ها زجدست
هوش مصنوعی: با تلاش من، نتوانستم آنچه را که از جد خود برخواسته است، به دست آورم.
معاذالله که کس در خاطر آردکه در طبع تو هرگز منع وردست
هوش مصنوعی: خدا را شکر که هیچکس حتی به ذهنش نیز نمیرسد که در طبیعت تو مانعی وجود دارد.
ولیکن تا همه مردم بدانندکه حرمان من اینجا تا چه حدست
هوش مصنوعی: اما به هر حال، باید همه مردم بفهمند که چقدر از این موضوع محروم هستم.