شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت
هوش مصنوعی: شاعر به بیان این موضوع میپردازد که عمرش در انتظار گذشته و هرچند میتواند صبر کند، اما دیگر نمیتواند بیشتر از این صبر کند. او خود را فردی ادیب و با صبر میداند، اما به ظاهری احساس میکند که صبرش به پایان رسیده است.
بخدائی که فیض رحمت اوکرد از بند حرص آزادم
هوش مصنوعی: به لطف خدایی که برکات رحمتش مرا از چنگال طمع و حرص رها ساخت، آزاد شدهام.
که من از خدمت چو تو مخدومتا به ناکام دور افتادم
هوش مصنوعی: من از خدمت به کسی چون تو که در مقام بالا قرار دارد، از دلسردی به دور افتادهام.
نه دو دیده بخواب دربستمنه دهن را بخنده بگشادم
هوش مصنوعی: من نه چشمهایم را بستهام که خوابم بگیرد و نه لبهایم را باز کردهام تا بخندم.