شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی شاعر از عشق میپردازد. شاعر میگوید که هیچ کس مانند یار او نیست، ولی در دل او وفایی نمیبیند. او از شیرینی لبان یار میگوید، اما این شیرینی برای او بیفایده است چون آنچه برای او مهم است، وفا و محبت است. شاعر به عشق خود افتخار نمیکند و نمیخواهد دلش را به وصل معشوق بسپارد، زیرا به نظرش چنین وصلی ارزشمندی ندارد. او خود را غریبه در دنیای دیگر میداند و میگوید که جفا کردن یار را بهتر از بیوفایی میداند، چرا که وفا در دین خوبان رایج است.
بخوبی هیچکس چون یار ما نیستولیکن در دلش بوی وفا نیست
هوش مصنوعی: هیچکس به خوبی یار ما نیست، اما در دل او بویی از وفا و صداقت وجود ندارد.
چه سود ار تنک شکر شد دهانشکه یک شکر ازان روزی ما نیست
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد اگر دهانش پر از شکر شود، در حالی که هیچ شکر و لذتی برای ما از آن روز نیست؟
نخواهم بست دل در وصلت ایماهکه وصل تو متاع هر گدا نیست
هوش مصنوعی: من هرگز دل خود را به پیوند با تو نمیزنم، زیرا اینکه با تو به وصال برسم، ارزشی بیشتر از آنچه که یک گدا دارد، ندارد.
ز من بیگانه گشتستی و کوئیکه جز تو در جهانم آشنا نیست
هوش مصنوعی: تو از من فاصله گرفتهای و هیچکس جز تو در این دنیا برای من آشنا نیست.
تو خود دانی و من دانم ولیکنکه یارد گفت چونین هست یا نیست
هوش مصنوعی: تو خودت میدانی و من هم میدانم، اما چه کسی میتواند بگوید که آیا این طور است یا نیست؟
بعشقت هم نیارم کرد دعویکه زرخواهی و آن معنی مرا نیست
هوش مصنوعی: من به عشق تو آنقدر بیتفاوت هستم که حتی برای ادعای عشق تو گذشت نمیکنم، چرا که خواستهات را نمیدانم و آن معنا برای من اهمیت ندارد.
جفا کن تا توانی کرد زیراکوفا در مذهب خوبان روانیست
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که تا جایی که میتوانی با دیگران بد رفتاری کن، زیرا در واقع وفاداری و احترام در زندگی خوبان جریان دارد.