شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: شعر به احساس ناامیدی و غمانگیزی اشاره دارد. شاعر در پایان روز منتظر یاری است که نرسیده و هیچ کس به کمک او نیامده است. او میخواهد غمش را با jemandای شریک شود، اما نمیداند با چه کسی باید صحبت کند زیرا کسی برای او نیست. به طور کلی، شاعر از ناراحتی و تنهایی خود ابراز نگرانی میکند و میگوید که مشکلاتش ناشی از سرنوشت و روزگار است.
روز به آخر رسید و یار نیامدهیچکس از پیش آن نگار نیامد
هوش مصنوعی: روز به پایان رسید و محبوب نیامد، هیچ کس از کنار آن معشوق هم نیامد.
گفتم با او غمی بگویم اکنونبا که بگویم که غمگسار نیامد
هوش مصنوعی: گفتم حالا که وقت صحبت در مورد غمهاست، با که باید صحبت کنم وقتی کسی نیست که دلداریام دهد؟
اینهمه بر من ز روز گاربد آمد؟نه، ز دل آمد ز روزگار نیامد
هوش مصنوعی: تمام این مصیبتها و سختیهایی که بر من میگذرد، به خاطر روزگار نیست، بلکه از دل من ناشی میشود.